|
نویسنده:امیدآذرخش
در پاییز ١٣٨٥ جناح اقلیت حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) با صدور بیانیەای، انشعاب خود را از حدکا اعلام کرد. انشعابیون ابتدا تحت عنوان حزب دمکرات کردستان-ایران و پس از کنگرە این حزب، بە اسم حزب دمکرات کردستان (حدک) بە مبارزە خودشان ادامە دادند. اما از آن زمان تا بە حال انتخاب این اسم از یک طرف و از طرف دیگر کپی برداری از تاریخ و افتخارات حدکا از سوی حدک موجب تنش سیاسی روز افزون میان حدکا و حدک شدە است، طوریکە حدکا هر گونە مذاکرە و بر قراری روابط دیپلوماتیک را با حدک موکول بە تغییر اسم از جانب حدک کردە است. در این مدت حدک با چالشهای فراوانی از جملە بحران هویتی و بحران مشروعیت روبرو بودە کە هر از چندگاهی و بە مناسبتهای گوناگونی دوبارە عود میکنند. این بحرانها ناشی از انتخاب این اسم، تاریخ، سمت گیری و جهت گیریهای سیاسی رهبران این حزب بە منظور کسب مشروعیت و سبقت از حدکا بودە و تا زمانیکە حدکا در میدان مبارزە باشد، حدک این مشکلات را خواهد داشت.
هنوز هم پس از گذشت هفت دهە از بنیانگذاری، حدکا بزرگترین حزب کردستان ایران است. بنابراین هر گونە تحولات و رودادهای مربوط بە حدکا بر فضای سیاسی کردستان تأثیر دارد. در چند هفتە گذشتە چندین نامە و مطلب گوناگون خطاب بە حدک از سوی روزنامەنگاران و فعالین سیاسی کرد، انتشار یافت، کە حاوی چندین نکتە اساسی بودند. بە دلیل اهمیت این نکات و تاثیری کە این نامەها در فضای سیاسی کردستان دارند و گوش زد کردن پارەای از مسائل خطیری کە میتوانند در آیندە در کردستان رخ دهند، باز خوانش آنها لازم است. هرچند متن بعضی از نامەها تند بود و اعضای حدک با تندترین شیوە ممکن ابراز احساسات کردند و اتهامات سنگینی را بە این روزنامەنگاران و فعالین سیاسی وارد کردند، اما با خواندن این نامەها با نگاهی بە دور از تعصب حزبی، شاهد علامت سئوال بزرگی در مقابل مشروعیت حدک میشویم، کە نە تنها رهبری این حزب قادر بە حل و فصل آن نیست بلکە باید این بحران در کنگرە حدک بە طور جدی مورد بحث قرار گیرد تا شاید راە چارەای برای برون رفت از آن پیدا شود. خواست من در نوشتن این مطلب این است کە بە طور عمیقتری این موضوع را مو شکافی بکنم. بە همین دلیل ابتدا نگاهی کوتاە بە تاریخ این انشعابات و عواقب آنها در کردستان دارم.
قبل از انشعاب بعد از کنگرە سیزدهم حدکا، دو انشعاب دیگر در کنگرەهای چهارم و هشتم اتفاق افتادە بود، کە آنها هم اسم و تاریخ حدکا را اقتباس کردە بودند. اما امتناع انشعابیون از تغییر نام و تاریخ خود بعد از اخطار حدکا، موجب تشنج و تلاطم فضای سیاسی کردستان و بروز جنگ داخلی شد. در آن هنگام برخی از رهبران کنونی حدک، در سطح رهبری و فرماندهی حدکا بودند و با تندترین شیوە ممکن بە انشعابیون حملەور میشدند. آنها اقدام انشعابیون را در تصاحب نام و تاریخ حدکا را امری نامشروع و حتی خیانت میدانستند. بە همین دلیل این اقدام انشعابیون زمینە ساز جنگهای داخلی در کردستان شد. بە عنوان مثال عبداللە حسنزادە دبیر کل پیشین حدکا و پایە اصلی انشعاب بعد از کنگرە سیزدهم در مورد انشعابیون کنگرە چهارم میگوید: “کمیتە مرکزی در جلسە خود،عمل گروە هفت نفری را خیانت دانست” (چکیدە تاریخ حدکا/ قسمت گروە هفت نفری/ ع. حسنزادە) همچنین در مورد انشعابیون کنگرە هشتم مینویسد: “اگر انشعاب آن دستە از کادر و اعضای حزب، آنهم بە آن طریق ناشایست و در آن زمان حساس ضرابەی بزرگی بە پیکر جنبش کردستان زد، انتخاب اسم حزب دمکرات برای خودشان ضربە بزرگتری بە پیکر حزب و جنبش بود… قابل یاد آوری است کە نە تنها بە آن هم بسندە نکردند، بلکە مثل اینکە بخواهند جنگ افروزی و تنش ایجاد بکنند، برای تمامی نهادهای خود اسمهای کاملا مشابە نهادهای حزب را نتخاب کردند… با بە کار گیری اسم حزب برای خود عملا زمینەساز جنگ شدند و فضای سیاسی کوردستان را دچار تشنج کردند… اگر اسم دیگری را برای خود انتخاب میکردند، ممکن بود شمار بیشتری از طرفداران مسائل سیاسی را در کردستان بە دور خود گرد آورند.” (ص ٤٤٨ و ٤٤٧/چکیدە تاریخ حدکا/ع. حسنزادە)
اما جناب آقای حسنزادە و همراهان ایشان دو تجربە تلخ جنگ و ستیز داخلی در گذشتە نە چندان دور یعنی دهە اول انقلاب ایران را نادیدە گرفتەاندو با تکرار عمل انشعابیون کنگرە چهارم و هشتم، زمینە ساز جنگ دیگری شدەاند. جالب اینجاست این بار آقای حسنزادە با دو طیف کنگرە چهارم و هشتم متحد شدەاند و حدک را بنا نهادەاند. وی در جواب درخواست رهبران حدکا برای تغییر اسم خود، در گفتگویی با نشریە “والا پرس” در کردستان عراق میگوید: “تا آنجایی کە بە حدک مربوط است، این حزب نە از کسی درخواست تغییر اسم میکند، نە بە خاطر اسم کسی را میکشد و نە درخواست تغییر اسم از کسی را قبول میکند.” این در حالی است کە آقای حسنزادە بە ظاهر هیچ سمتی در این حزب ندارد، اما در اینجا بە تمام رهبری حزب امر میکند، امری کە آن طور کە نشان میدهد غیر قابل تغییر است! این موضعگیری آقای حسنزادە کاملا مشابە موضعگیری انشعابیون کنگرە چهارم و هشتم بود کە منجر بە جنگ و خون ریزی شد و ایشان هم با قلم خود مسببان آن جنگها را محکوم کردە است و حتی در تاریخ حزب از لقب “خائن” برای آنها استفادە کردە است. سوال اینجاست کە اگر بە کار گیری اسم حدکا و تاریخ آن برای کنگرە چهارمیها و هشتمیها نامشروع و زمینەساز جنگ و خون ریزی بود، تکرار همان عمل از جانب خودش بە مثابە چیست؟ این سوال آغازگر بحران مشروعیت در حدک است کە توسط روزنامەنگاران کرد مطرح شدە است. چراکە هر عملی کە منجر بە ریختن خون انسانهای بی گناە بینجامد، عملی نامشروع است و زمینە سازان آن در دادگاە تاریخ محاکمە خواهند شد.
رهبران این حزب برای توجیە بکارگیری اسم و تاریخ حدکا برای خود نیز دچار سردر گمی شدەاند، کە ناشی از بار سنگین این بحران مشروعیت است کە بە آن اشارە کردم. برای مثال در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۱ در شهر کلن طی سمیناری خالد عزیزی دبیر کل حدک میگوید: ” یاران و همسنگران قدیمی ما در حزب دمکرات کردستان ایران در تمام آن مدت یک شرط را برای مذاکره تعين نموده ا ند که ما بایستی اسم حزب خودمان را عوض کنیم… هنگامی که حزب دمکرات تاسیس شد اسمش حزب دمکرات کردستان بود نه حزب دمکرات کردستان ایران، زمان قاضی محمد تمام سندهای روزانه کردستان بنام حزب دمکرات کردستان است بعد از آن آرام آرام به دنبال تغیر و تحولات سیاسی در حزب دمکرات به هر دلیلی برای مدتی به حزب دمکرات کردستان-ایران تبدیل می شود و بعد از پیروزی انقلاب ایران به حزب دمکرات کردستان ایران تبدیل شد پس اگر این طور است در تاریخ حزب دمکرات ،حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران قسمتی از سندها و تاریخ این حزب به شمار آمده و هیچ كس حق ندارد به آن طرف دیگر حزب بگوید که این مال شما نیست…” (وبسایت رادیو کردانە/رحمان حیدری)
ادامه مطلب.....
این توجیە آقای عزیزی خالی از هر گونە معناو مفهوم سیاسی است. این درست است کە در سال ١٣٢٤ در بدو تاسیس، اسم حزب، حزب دمکرات کردستان بود، اما اضافە شدن پسوند ایران بە اسم حزب اینطوری کە آقای عزیزی بیان میکند نبودە است. بلکە طی کنگرەای مشروع بودە کە اعضای آن کنگرە رأی بە اضافە کردن پسوند ایران بە اسم حزب دادەاند. اسم حزب دمکرات کردستان ایران نزدیک بە دە کنگرە، با اکثریت آرا باز بە تصویب رسیدە است. بنا براین یک اقلیت کوچک کە از حزب منشعب شدەاند توانایی بازگرداندن حزب را بە دە کنگرە قبلی ندارند. چونکە اولا اقلیت هستند و ثانیا از اکثریت قاطع حزب جدا شدەاند و رأی اکثریتی کە در حدکا هستند را در این مورد ندارند. لذا چنین عملی خالی از مشروعیت است. این عمل تنها یک معنی دارد و آنهم این است کە آنها سە دەهە اخیر مبارزات حدکا را قبول ندارند، بنا براین خواهان برگشتن بە دوران قبل از انقلاب هستند! اگر این توجیە آقای عزیزی درست باشد نبایستی کنگرەهایی کە اسم ایران همراە اسم حدکا آمدە را جزء تاریخ خود بە حساب می آوردند، چونکە آنها خواهان برگشتن بە زمانی هستند کە اسم حزب پسوند ایران را نداشتە است بە عبارت دیگر بە قول آنها کردستانی بودە است نە ایرانی! از این لحاظ در شمارە کنگرەها هم دچار تناقض شدەاند، چون باید از کنگرە دو شروع میکردند نە از کنگرە سیزدە.
در همین کنفرانس آقای عزیزی در توجیە دیگری برای استفادە از اسم حدکا میگوید:” در زمان خود, خمینی حزب دمکرات را غیر قانونی اعلام نمود و آنرا حزب شیطانی و حزب امپریالیسم و غیره نامید. ازلحاظ قانونی هم چون ما در ایران نیستیم بنابرین قانونی وجود ندارد که درباره ما حکم کند حزب دمکرات کردستان ایران و حزب دمکرات کردستان هیچ پایه و اساس قانونی و هیچ سند ثپتی در ایران ندارند.”(وبسایت رادیو کردانە/رحمان حیدری) این یعنی اینکە هر حزبی را کە جمهوری اسلامی آن را منحلە اعلام کرد، میتوان کپی برداری کرد. شاید این دلیل اصلی انتخاب اسم حزب دمکرات کردستان برای خودشان باشد، یعنی استفادە از بی قانونی، و بهرە جستن از ضدیت جمهوری اسلامی با حدکا و غیر قانونی اعلام کردن حدکا از طرف رژیم! این خود مستقیما مهر تایید بر عمل جمهوری اسلامی در منحل اعلام کردن حدکاست، چونکە آقای عزیزی مثل یک رویداد مثبت بە آن مینگرد، برای همین است کە از این عمل رژیم در قبال حدکا استقبال میکندو حتی با خوشحالی میگوتد “حزب دمکرات کردستان ایران و حزب دمکرات کردستان هیچ پایه و اساس قانونی و هیچ سند ثپتی در ایران ندارند.” بنابراین برای کسب مشروعیت پشت بە بودن یا نبودن اسم حدکا در آرشیو رژیم میبندد و میگوید چونکە حدکا در ایران توسط رژیم منحلە اعلام شدە، بنابراین ما میتوانیم از آن کپی برداری کنیم!
اما قائلە بە اینجا ختم نمیشود، چون این بحران مشروعیت، یک بحران دیگری را، بە اسم بحران هویت، بە دنبال خود برای حدک بە ارمغان آوردە است. آقای عزیزی در گفتگو با عنایت فانی در بى.بی.سی میگوید: “مسئلە اسم حزب دمکرات کردستان هیچ وقت بدین معنی نیست کە ما بخشی از ایران نیستیم، ما روی متمرکز شدن فعالیت خودمون در داخل ایران دوبارە تاکید کردەایم، حوضە فعالیت سیاسی ما ایران است، حل مسئلە کرد را ما در داخل ایران میبینیم…” اما در برنامە و اساسنامە این حزب خبری از کردستان ایران نیست، بلکە آنچە هست شرق کردستان است. بە عنوان مثال در مادە نخست کە هدف استراتژیک نام دارد، آمدە است کە “هدف استراتژیک حزب دمکرات کردستان، تحقق حق تعیین سرنوشت ملت کرد در شرق کردستان در ایرانی دمکراتیک فدرال و در شکل جمهوری کردستان میباشد” بە کارگیری “شرق کردستان” ادبیاتی استقلال طلبانە است کە بدین معنی است کە این حزب برای ایجاد کردستان مستقل کە کردستان ایران بخش شرقی آن است مبارزە میکند. این مادە از برنامەو اساسنامە حدک کاملا با حرفهای آقای عزیزی و سایر رهبران این حزب مغایرت دارد. از این گذشتە این شعار، شعاری است متناقض. چونکە اولا در دنیای واقع دولتی بە اسم کردستان وجود خارجی ندارد کە بخش ایرانی آن، شرق آن باشد و ثانیا اگر دولتی بە اسم کردستان هم وجود داشت، یک بخش از آن نمیتوانست برای ایجاد ایرانی فدرال مبارزە بکند. علاوە بر این مصاحبە آقای عزیزی کاملا با برنامە و اساسنامە در تناقض است. ایشان بە کرات تکرار میکنند کە ما ایرانی هستیم، حوضە فعالیت ما ایران است و حل مسئلە کرد در ایران است، اما در برنامە و اساسنامە بحث بر سر شرق کردستان است کە این بدان معنی است کە کردستان بخشی از ایران نیست و بخش شرقی دولت کردستان است. لذا باید یکی از این دو گفتمان شعاری برای سرپوش گذاشتن روی یک بحران بزرگ باشد. چون بنا بە گفتە آقای عزیزی حزب هویتی ایرانی دارد کە برای دمکراتیزە کردن ایران مبارزە میکند. اما طبق برنامە و اساسنامە، حدک حزبی استقلال طلب است. یعنی عملا حدک دچار تناقض و بحران هویت شدە است. این تناقض هم در خود شعار آنها و هم در گفتەهای آقای عزیزی بە وضوح دیدە میشود. این نشان از این است کە این حزب برای فرار از بحران مشروعیت خود را دچار بحران هویتی نیز کردە است. بطوریکە هم ما کردها و هم بقیە ایرانیها نمیدانیم بە حرفهای آقای عزیزی باور کنیم یا بە برنامەو اساسنامە این حزب؟ این دو گفتمان هر دو نمیتوانند در عین واحد و همزمان در یک حزب جمع شوند، چونکە کاملا با هم در تناقضند. سئوال اینجاست کە اگر خود را حزبی ایرانی میدانند پس بە کار بردن “شرق کردستان” بە چە معنی است؟ چطور است خود را ایرانی میدانند و بر روی آن تاکید میکنند، اما در برنامەو اساسنامە بە جای استفادە از اسم کردستان ایران، از “شرق کردستان” استفادە میکنند؟ و اگر خود را کردستانی میدانند و برای ایجاد یک کردستان واحد مبارزە میکنند، چە نیازی بە این هست کە خود را از همە ایرانیتر بدانند؟
بحران مشروعیت در حدک بر موضعگیریهای سیاسی این حزب هم تاثیر عمیقی گذاشتە است و در این رابطە رهبران این حزب، برای کسب مشروعیت و سبقت از حدکا هر دری را میزنند. در حالیکە رهبران و اعضای حدک در کردستان، حدکا را بە ایرانچیگری متهم میکردند و مدام تبلیغ میکنند کە حدکا حزبی ایرانی است و حدک کردستانی، در یک چرخش ناگهانی و ١٨٠ درجەای، بە امید اصلاح رژیم، مبدل بە پشتیبان اصلاح طلبان حکومتی ایران شدند و پشت سر حجت الاسلام کروبی صف آرایی کردند و از مردم کردستان خواستند کە بە کروبی رای بدهند. با معلوم شدن نتیجە انتخابات و شکست اصلاح طلبان، این بار در یک چرخش ١٨٠ درجەای دیگر، خواهان مذاکرە با دولت ایران (دولت احمدی نژاد) شدند. در این رابطە آقای عزیزی در گفتگو با نشریە “رووداو” در کردستان عراق، گفت اگر جمهوری اسلامی مواد ١٥ و ١٩ قانون اساسی را اجرا کند، حاضر بە برگشتن بە ایران میشویم، حتی اگر جمهوری اسلامی بخواهد اسم خودمان را نیز تغییر میدهیم! اخیرا بە دنبال اینکە جوابی از دولت مبنی بر مذاکرە بر سر قانون اساسی رژیم نگرفتند، در یک موضعگیری دیگری چرخش ١٨٠ درجەای دیگری نیز از خود بروز دادند. آنها در یک حرکت دیگر کە کاملا پیداست از جوگیری سیاسی و بهرەگیری از آن کە برای برون رفت از بحران ناشی میشود، از سازمان ملل خوستند همان بلایی را کە بر سر قذافی و حکومتش و لیبی آورد بر سر ایران نیز بیاورد، در این بارە طی بیانیەای خواستار شدند کە: “ما ضمن ابراز خوشحالی از پیروزی مبارزهی مردم لیبی وحمایت از قطعنامهی1973 شورای امنیت در رابطه با این کشور، خواستار آنیم که شورای امنیت سازمان ملل متحد با اتکا به همین اصل “مسئولیت حمایت” خطر همکاریهای شوم دولتها وسرکوب از سوی حاکمان را از ملت کرد دور سازند”. اما وقتی در این رابطە با مخالفت احزاب ایرانی بە عنوان مثال سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران مواجە میشوند، در یک چرخش دیگر اعلام میکنند کە ما این را بە سازمان ملل گفتیم نە قدرتهای بزرگ. سئوال اینجاست مگر حملە کنندگان بە لیبی قدرتهای بزرگ نبودند؟ مگر دست آخر سازمان ملل بە چە قدرتهای اجازە میدهد بە ایران حملە بکنند؟ بە غیر از آمریکا و اتحادیە اروپا مگر قدرت دیگری هست کە بە ایران حملە بکند؟
در این میان سئوال بسیار مهمی کە پیش می آید این است کە آنها طی دورەای با پشتیبانی از اصلاح طلبان حکومتی، اقدام بە اصلاح رژیم کردند، بعد از آن برای کسب رضایت دولت وقت ایران، دولت احمدینژاد، برای مذاکرە بر سر قانون اساسی رژیم، حتی حاضر بە تغییر اسم خود شدند. آیا رهبران حدکا از رهبران رژیم ایران دیکتاتورترو اصلاح ناپذیرتر بودند کە بە جای اصلاح راە انشعاب را در پیش گرفتند؟ رهبران حدکا میگویند تا حدک اسم خود را تغییر ندهد، ما حاضر بە مذاکرە با آنها نیستیم، اگر اسم خود را تغییر بدهند بر سر همە مسائل حاضر بە گفتگو هستیم، حتی اتحاد دوبارە با آنها. سوال دومی کە پیش می آید این است کەچطور شما در مقابل جمهوری اسلامی حاضر بە تغییر اسم خود هستید، اما در مقابل رهبران حدکا از انجام این کار امتناع میکنید؟ مگر گفتگو بر سر قانون اساسی رژیم کە همە بدبختیهای ما از آن است، از اتحاد و یکپارچگی دوبارە حدکاو حدک بە عنوان اپوزسیون رژیم بهتر است؟ مگر رهبران حدکا از رهبران رژیم ایران بدترند؟ بە طور قاطع جواب نە است.
تاریخ این را ثبت کردە است کە بعد از ترور زندە یاد دکتر صادق شرفکندی، مصطفی هجری دبیرکل حدکا شد، اما در کنگرە دهم طی یک انتخابات آزاد بە شیوەای دمکراتیک جای خود را بە عبداللە حسنزادە داد. آقای حسنزادە در این رابطە میگوید: “در کنگرە دهم ضمن اینکە خوشبختانە دبیر کل حزب (آقای هجری) آمادە بود و خوشبختانە در بهترین وضع جسمانی بە سر میبرد، کسی دیگری بە دبیرکلی رسید، اما دبیر کل سابق آن را بە مثابە یک تغییر طبیعی دید، در مقابل تمامی اعضای کنگرە بە دبیرکل جدید تبریک گفت و برای وی آرزو موفقیت کرد”(چکیدە تاریخ حدکا/ص ٥١٥و ٥١٦/ع. حسنزادە) پس این شخص (مصطفی هجری) کارنامەای بسیار پاکتر از آنی دارد کە حدک معرفی میکند، چون هیچ دیکتاتوری در دنیا برای آرای عمومی احترامی قائل نیست و با رأی مردم از قدرت کنارەگیری نمیکند. در مقابل آقای حسنزادە کە زمانی دبیرکل بود و رأی اکثریت را داشت میگفت باید اقلیت بە اوامر اکثریت گردن نهد، اما وقتیکە خود در این پست نماند این عقیدە هم بە فراموشی سپردە شد. در نتیجە انشعابی کە بە گفتە آقای عزیزی در مصاحبە با عنایت فانی در بی.بی.سی هیچ ریشە فکری و ایدئولوژیک نداشت و کل بحث بر سر قدرت بود را بە حدکا تحمیل کردند.
این سردرگمیها، موضعگیریهای ضدو نقیض و بخصوص عدم توان تحلیل و پیش بینیهای سیاسی حدک را در جامعە روشنفکری و سیاسی کردستان تبدیل بە یک حزب غیر جدی کردە است، بطوریکە اعتبار و منزلت خود در کردستان را زیر سئوال بردە است. آخرین حربە آنها این بود کە در کردستان تبلیغ میکردند کە گویا حدک خواستار اتحاد دوبارە با حدکا است، اما سران حدکا بە خاطر منافع شخصی با آن مخالفند. اما این حربە هم با پیشنهاد مصطفی هجری مبنی بر اینکە حدک میتواند در کنگرە پیشروی ما (کنگرە ١٥) شرکت کند، حتی در این مورد هم ما موافق حضور جریان سوم در کنگرە بە عنوان ناظر هستیم، تا بر عملکرد کنگرە و اتحاد دوبارەمان نظارت کند. اما سران حدک با آن مخالفت کردند، بدین ترتیب این حربە هم خنثی شد. بنابر این هر روز بیشتر از دیروز حقانیت حدکا برای مردم کردستان روشن میشود و هر روز بیشتر از دیروز حدک در کردستان منزویتر میشود.
سخن آخر اینکە امید است کە سران این حزب بە طور جدی و بە دور از هرگونە تعصب، برای این امر مهم کە در گذشتەای نە چندان دور، شاهد دو مورد تجربە تلخ از آن در کردستان بودیم، راە چارەای پیدا کنند. هم ما جامعە سیاسی و روشنفکری کردستان و هم خود شما خوب میدانید کە تشابە سازی حزبی ، زمینە ساز جنگ و خون ریزی است، همچنان کە در گذشتە شاهد آن بودیم، چون این دستە از جنگها، جنگهای هویتی هستند کە بە احتمال نزدیک بە صد در صد روی خواهند داد. تاریخ ثابت کردە است کە در انشعابهای داخل حدکا، کە انشعابیون اسم این حزب را برای خود انتخاب کردەاند، هر چند زمینەساز جنگ داخلی شدە و مشکلاتی را بە وجود آوردەاند، اما نهایتا با شکست مواجە شدەاند. پس آزمودە را آزمودن خطاست.
منبع: خورنیوز
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390
ساعت 21:15 توسط tarikere
|
|