خانه | پست الکترونیک | آرشیو

صدایی دیگر = ده نگێکی جیاواز

تماس بانویسنده ازطریق ایمیل:tarikeredemokrat@yahoo.com


بێ شرۆڤه!

٥٠ ساڵە پێشمەرگە یی بارزانی!

 

سەرۆک دەڵێت من ٥٠ ساڵە پێشمەرگەم بەڵام فیشەکی نەتەقاندوە
ببینن سەرۆک چۆن خۆی سەغلەت کردوە نیشان دەگرێت و سیلاحەکەی ئەمن کراوە هههههههه

 



+ نوشته شده در سه‌شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 22:05 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

ساڵڕۆژی خیانەتی مەزن

31ی ئاب ساڵڕۆژی خیانەتی مەزن!

هاوڵاتیان خۆشەویست لە ساڵڕۆژی خیانەتی مەزن نزیک دەبینەوە ئەو ڕۆژە ڕەشەی مالی بارزانی تفیان لە مێژوی خۆیان کرد هەموو ئەو تاوان و کۆمەڵ کوژیانەی گەلی کوردیان لەبیر کرد و دەستی سەدام و ڕژمەکەیەنا گرتوو هێنایانەوە بۆ شاری هەولێری خۆشەویست هەر بۆیە لە ئەمشەوە وە هەوڵەکانتان بخەنە گەر بۆ ڕیسوا کردنی ئەو خیانەتە لەبیر نەکراوە



+ نوشته شده در سه‌شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 22:03 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

بێ شرۆڤه!

ئێستاى حيزبۆکه کانی رۆژهةڵات!



+ نوشته شده در سه‌شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 22:02 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

مشاجره تلفنى مصطفى هجرى و عبدالله مهتدى

 

قبل از برگزاری انتخابات هم انتظار میرفت که با درخواست عضویت مهتدی موافقت شود پس حمایت حدکا تاثیری در پذیرش عضویت کومله مهتدی نداشته است!

پس از آنکه کومله مهتدی ازطرف UNPO بعنوان عضو رسمی پدیرفته شد و این پذیرش خوشحالی زیادی را برای اعضای این گروه در پی داشت؛گویا جناب مصطفی هجری!درجریان یک مکالمه تلفنی با عبه مهتدی! به این مورد که چرا بصورت رسمی از طرف این گروه و بعنوان رهبری کومله ازحمایت حدکا و شخص مصطفی هجری درجریان این پذیرش عضویت تشکروقدردانی نکرده است ودرپی همین اعتراض بود که مکالمه این دو به مشاجره و حتی فحاشی کشیده شد.گویا مچه گیان! چون وضعیت مالی بسیار نابسمانی دارد انتظار داشته که کومله مهتدی در قبال این حمایت به وی و حزبش پول و امتیازاتی بدهد ومهتدی زیر بار این در خواست نامشروع هجری نرفته و لذا اینچنین درگیری لفظی پیش امده است.شایان ذکر است که کومله مدتهای مدیدی بود که درخواست عضویت در UNPO را داده بود ولی با عضویتش موافقت نمیشد ولی اینبار قبل از برگزاری انتخابات هم انتظار میرفت که با درخواست عضویتش موافقت شود پس حمایت حدکا تاثیر چندانی در پذیرش عضویت کومله مهتدی نداشته است و انتظار هجری هم دور وچه بسا فراتراز عرف سیاسی میباشد.وجالبتراینست که،این حضرات که برسر قضیه ای به این بی ارزشی توان تحمل وتسامح با یکدیگر را ندارند داعیه رهبری کوردستان ایران را هم دارند چرا که عضویت در این سازمان هیچ امتیاز خاصی را درپی نداشته و ندارد چون اساساً سازمانی نیست که قدرتی داشته باشد و بتواند این قدرت را به اعضایش تفویض کند!



+ نوشته شده در شنبه 13 تیر 1394 ساعت 21:49 توسط tarikere | ارسال نظر(3)

آیا حزب دمکرات توان مقابله با پ.ک.ک را دارد؟

 

این روزها شاید پ.ک.ک برادر بزرگتر حزب های روژهلاتی شود!

آیا حزب دمکرات نیرو یا نیروهایی دارد تا بتواند در مقابل پ.ک.ک ایستادگی کند؟

براستی اگر درگیری مابین حدکا و پ.کا.کا ادامه داشته باشد حزب دمکرات توان مقابله با نیروهای دوره دیده در کوبانی و شنگال و کوهستانهای قندیل و ترکیه را دارد؟ این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که توان نظامی پ.ک.ک در طی این سالها که دمکرات و کومله خود را ارزان و راحت به پارتی و بارزانی ها فروختند چند برابر شده و شاید به جرات بتوان گفت که اگر کمکهای نظامی و مستشاری و تسلیحاتی چند ماه اخیر کشورهای ناتو به بارزانی و حکومت اقلیم نبود حتی پارتی هم توان مقابله و درگیری نظامی با پ.ک.ک را نداشت چه رسد به گروهها و حزبهای چند نفره دیگر کردستان ایران که همگی در لاک کمپ نشینی فرورفته و بعضی هاشان حتی بلد نیستند یه قبضه کلاشینکف را بخوبی و درستی بازوبسته نمایند!

درهرحال اگر درگیری ها و محاصره های پ.ک.ک علیه حدکا تدوام داشته باشد بعید نیست نام حدکا را فقط در کتابها جستجو نماییم . البته جای بسی تاسف دارد که حزبی را که از قاضی محمد و قاسملو به ارث برده بودند و زمانی داعیه برادربزرگ همه نیروهای کوردی را داشت به یکباره وبا این فضاحت به زیر دستی پارتی و اینبار هم پ.ک.ک تبدیل کردند.اینجاست که به همه حضرات دمکرات بایستی مرحبا گفت و گفت که دستمریزاد برای این همه خیانت. گفتنی است دبیرکل حدکا کماکان در اروپا مشغول خوشگذرانی است. 



+ نوشته شده در دوشنبه 04 خرداد 1394 ساعت 23:14 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

قادر کریمی قربانی کدام سیاست؟

 

چه کسی یا چه کسانی باید به خانواده"قادر کریمی" پاسخ دهند؟

خبرهای تداوم درگیری بین پ.ک.ک و حدکا حاکی از کشته و زخمی شدن چند نفر از حدکا در این درگیری ها میباشد.تاکنون مشخصات یکی از این قربانیان به نام "قادر کریمی" به دستمان رسیده است.رهبران حزبی باید جوابگوی خانوادها و ملت کورد باشند که این خونها برای چه ریخته میشود؟ حال درگیری بین دو حزب است گیریم این تیم به داخل کشور هم می امد و با نیروهای ایرانی درگیر میشد و بازهم تلفاتی در بر داشت؛تلفات تلفات است و هزینه! مهم این است که اینها برای چه و چرا کشته میشوند؟آیا وقتش نرسیده که رهبران حزب به خودشان آمده و دست از دروغ و تزویر برداشته و بیش از این دستشان را به خون جوانان کرد آلوده نکنند؟آیا وقتش نرسیده که این آقایان سرسوزنی وجدانشان بیدار شده و دست از فریب این جوانان بردارند؟

 خودتان قضاوت کنید آیا اعزام تیم به داخل کشور ارزش این را داشت که تلفات داشته باشند و ان هم به دست یک حزب دیگر کوردی؟آقای هجری انگار ولخرجی هایتان آنقدر گران شده که خون و خونریزی برایتان مهم نیست و به بهانه جمع آوری یارمتی(بهتر است بگوییم اخاذی!)جوان مردم راهم به کشتن میدهید تا بازهم با همین پولها در سواحل اروپا حمام آفتاب بگیرید و بهرامی ها هم در کاباره ها به عیش و نوش بپردازند!

 



+ نوشته شده در دوشنبه 04 خرداد 1394 ساعت 23:12 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

ادامه درگیری های حدکا و پ.ک.ک (2)

 

احتمال حمله به کمپ دمکرات و گروگانگیری!

اخبار تکمیلی از ادامه درگیری های همه جانبه بین پ.ک.ک و حدکا حاکی از آن است که بدنبال حمله یک تیم از حزب دمکرات به یکی از پاسگاههای پ.ک.ک،نیروهای پژاک و پ.ک.ک تهدید کرده اند که به کمپ دمکرات در کویه حمله خواهند کرد و قصد دارند چند نفر از فعال ترین افراد حزبی را به گروگان گرفته و با خود ببرند.به همین خاطر حضرات رهبری و برخی از اعضای دفتر سیاسی حزب، از پارتی تقاضای میانجی گری کرده و از ترس جانشان امروز به هولیر-پایتخت اقلیم کردستان عراق- فرار کرده اند.

 



+ نوشته شده در دوشنبه 04 خرداد 1394 ساعت 23:10 توسط tarikere | ارسال نظر(2)

ادامه درگیری های حدکا و پ.ک.ک

 

اینبار حمله به یکی از پاسگاه های پ.ک.ک توسط نیروهای حدکا

به استحضار خوانندگان عزیز میرساند که درادامه درگیری شدید بین نیروهای پ.ک.ک وحدکا،این بار پیشمرگه های حدکا به یکی از پاسگاههای پ.ک.ک حمله میکنند و تمامی نیروهای این پاسگاه را به گروگان میگیرند.خبرهای دیگر حاکی از آماده باش کامل نیروهای دو طرف و حتی برخی دیگر از احزاب روژهلاتی برای شرکت در این درگیری ها میباشد که اخبار تکمیلی این رویدادها پس از حصول اطمینان از درستی آنها به سمع و نظرتان خواهد رسید.

 



+ نوشته شده در دوشنبه 04 خرداد 1394 ساعت 23:08 توسط tarikere | ارسال نظر(2)

کُرد ایرانی؛ شهروند درجه 2 در کردستان عراق

 

شخصیت واقعی بارزانی ها و مسئولین اقلیم بهتر و بیشتر نمایان میشود

روزی روزگاری در کردستان عراق جنگ مشهور به برادر کشی دراوج خود بود و رهبران خودخوانده کردستان عراق(همانهایی که امروز خودرارهبر تمام کردهای جهان هم میدانند!)باعث بی خانمانی و دربدری کردهای عراق شد.مردم کردستان عراق به مرزهای ایران آمدند و ایران اجازه ورودشان را صادر کرد ومردم کردستان ایران با تمامی آوارگان کردعراقی همچون یک میهمان برخورد می نمود؛به ایشان احترام میگذاشتند؛به آنها کار میدادند و دستمزدشان را مانند ایرانیها حساب میکردند و اصلا درجه و رتبه و مقام به میهمانشان نمیدادند.

حال کردهای ایرانی که فکر میکنند در کردستان عراق شرایط به نوعیست که میتوانند آنجا به راحتی کار کنند و پولهای صدشبه را یک روزه بدست آورند به کردستان عراق تحت سیطره حکومت اقلیم مسافرت کرده و در آنجا به اصطلاح مشغول کارگری میشوند وصدالبته غافل از آنند که دراینجا با آنها طوری دیگر رفتار خواهد.از همان آغاز راه تعدادی بازرسی های لب را مشاهده میکنند که بازرسی بدنی دختران کُرد ایرانی توسط سربازان مرد کُرد مرزی اقلیم کردستان صورت میگیرد!!! سرانجام بعد از کلی سرگردانی درداخل اقلیم کاری پیدا میکنند و مشغول میشوند ولی هنگام دریافت دستمزد کارشان مشاهده میکنند که اصلاً عدالتی در کار نیست و کرامت و شخصیتشان زیر سوال میرود.در اینجا کارگران ایرانی شهروند درجه دوم و درجه چندم اقلیم کردستان محسوب شده و دستمزدشان نه به دلار و نه به دینار بلکه به ریال ایرانی پرداخت میشود وتازه متوجه میشوند که مانند کارگر عراقی الاصل نگاهشان نمیکنند؛بیمه نمیشوند و قانون کار شاملشان نمیشود واصلا مجوز کار هم بهشان نمیدهند و نیروهای پلیس و آسایش هم هرروز به بهانه های واهی اقامت به آنها تعرض میکنند.و ...

این دست بی احترامی ها به شخصیت کردهای ایرانی در اقلیم کردستان باعث شد تا سرانجام آقای محمد صاحبی(مسئول دفتر حدکا در سلیمانیه) طی سمیناری در سلیمانیه به اوضاع وخیم معیشتی کارگران در کردستان عراق بپردازد و به نوعی از اوضاع بوجود آمده برای کارگران کرد ایرانی اعتراض نماید.هرچند برخی از افراد دیگر هم تا حدودی در مورد این قضایا و اعتراض به سران اقلیم سخن گفته اند اما متاسفانه تاکنون هیچگونه تغییر رویه ویا بهبود وضعیت کارگران کورد روژهلاتی را شاهد نبوده ایم.

اینجاست که شخصیت واقعی بارزانی ها و مسئولین اقلیم همانهایی که امروزه داعیه دار حکومت مستقل کردستان را دارند و خود را هم رهبر همه کردهای جهان میپندارند و گوش جهانیان را با ادعاهای پوچشان کر کرده اند بهتر و بیشتر نمایان میشود.شما که از هم اکنون شهروندان را به چندین درجه تقسیم بندی میکنید فردای روزی که حکومت کردستان دستتان باشد چکارها که نخواهید کرد؟؟؟

اما آنچه جای تاسف بیشتری دارد این است که واقعاً چه شده کردهای عراقی که روزی محتاج آرد- نان و مایحتاج روز بودند اکنون بی حرمتی به کُردهای ایران را به هر بهانه ای روا داشته اند؟ای کاش سالهای آواره گی را به یاد می آوردید و به یاد می آوردید که مسبب این بلایا چه کسی یا چه کسانی هستند و بیادتان بیاید که چه کسی با آغوش باز به شما پناه داد و کار داد و احترام دادو حتی دستتان را گرفت تا بچه هایتان درس هم بخوانند.راستی جناب آقایان بارزانی یادتان هست کجا درس خواندید؟منطقه موکریان را بیاد دارید؟مریوان و بانه و سردشت و پیرانشهر را بیاد دارید؟اصلا کرج(نزدیک پایتخت ایران)یادتان هست؟؟؟پس شما را چه شده که همین کردهای ایرانی را شهروند درجه 2 میدانید؟براستیکه لیاقت شما حرفهایی نیست که این مدت برزبان رانده اید و خود را محافظ حقوق کردها بدانید و داعیه کردستان بزرگ و رهبری آن را داشته باشید.

ضمناً حضرات احزاب روژهلاتی هم توجه داشته باشند که بیشتر افراد جدا شده از گروهشان به چه ذلت و خواری دچار شده اند و خوب ببینند که جوانان مردم که با هزار آرزو وامید،فریب وعده هایتان را خوردند و به کردستان عراق آمدند و در حربتان عضویت یافتند دارند تن فروشی میکنند و مسبب اصلی شمایید و روزی باید پاسخگو باشید.



+ نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 21:07 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

بارزانی مخالف یا موافق اتحاد حدک و حدکا؟!

 

بارزانی ها در حال حاضر نه تنها عملاً تلاشی برای اتحاد دوباره نمی کنند بلکه در پنهان و خفا علیه آن سنگ اندازی هم می کنند

پس از انشعاب سال 1385 در حزب دمکرات، مسعود بارزانی تلاش های بسیار زیادی انجام داد تا بلکه این انشعاب صورت نپذیرفته و حدک و حدکا دوباره متحد شوند. حتی چندین جلسه مشترک تشکیل داده و آنها را دعوت به آرامش نمود.با نگاهی به تاریخ فعالیت حزبی مسعود بارزانی به نکاتی قابل تامل میرسیم. اینکه بارزانی بخت و اقبال خود را درهمین عدم اتحاد و وجود دو دستگی(یا بهتربگوئیم چنددستگی)در میان احزاب دیگر کوردی می بیند.یادمان هست که بارزانی پس از مرگ قاسملو هم شاد و خوشحال بود که رقیب منتقد جدی اش را از دست داده و در سال1992 هم که اقلیم کردستان با نظر مساعد ایران و امریکا شکل گرفت خود را رهبر بلامنازع کردستان میدانست و اکنون هم که از طرفی جلال طالبانی چند سالیست در اثر بیماری زمین گیر شده و عملاً از صحنه سیاست کناررفته است واز طرف دیگر عبدالله اوجالان کماکان در زندان می باشد موقعیت برای مسعود بارزانی موقعیتی بسیار طلایی و حتی رویایی می باشد تا "از آب گل آلود ماهی بگیر"غافل ازاینکه "قبری که برسر آن گریه میکند مرده ندارد!"

 طی چند سال اخیر معادلات منطقه ای روی مواضع حکومت اقلیم تأثیرگذار بوده و باعث چرخش استراتژیک آنها شده است.درواقع بارزانی پس از آنکه با ان همه ارتباط با کشورهایی نظیر قطر،امارات و عربستان نتوانست نظر انان را به سمت خود جلب نماید و به نوعی حامی سیاست تجزیه طلبانه وی شوند تنها امیدش به ترکیه و اسرائیل بود به طوریکه پس از طرح کنگره ملی کُرد و توافق ترکیه با بارزانی ها به قیمت سرکوب پ.ک.ک و پذیرش ضمنی اینکه مشکلات کُردی و استقلال خواهی و... همه و همه در خاک کردستان عراق باشد والبته به ریاست بارزانی ؛موضع اقلیم تغییر اساسی یافت.البته بارزانی به جای تعقل،فریب حزف ها و وعده های سران رژیم اسرائیل را خورده که ظاهراً از اقدام استقلال طلبی کردها به رهبری بارزانی دفاع کرده است و ای کاش بارزانی اندکی حافظه تاریخی اش را در مورد اقدامات جاسوسی موساد در عراق و خصوصاً شهر موصل در آن زمان که پاراستن را برای بارزانی تاسیس کرد به خاطر می آورد چرا که به قول گفتنی"هیچ گربه ای بخاطر رضای خدا موش نمیگیرد"!

اکنون ظاهراً بارزانی ها توافق با یک کشور را دارند و سودای اولین کشور کُردی را در سر می پرورانندومسعودبارزانی میخواهد با این تز خود را در تاریخ ماندگار کند(حال به هر قیمتی که باشد!).واضح است که در چنین شرایطی آنها به هیچ وجه نمی خواهند یک حزب فراگیر و قدرت مند ایرانی هم در این معادلات نقش آفرینی کند. آنها به هیچ وجه حزب دمکرات زمان قاسملو و حتی پیش از آن را نمی خواهند. در حال حاضر بارزانی در کنگره ملی کُرد اصلاً جایگاهی برای احزاب ایرانی قائل نیست چرا که هیچ یک به زعم آنها در برابر احزاب کُرد عراقی و پ.ک.ک موقعیت و جایگاهی ندارند. این درحالی است که اگر 1 درصد هم فکر کنند با اتحاد دوباره قدرت حزب دوچندان می شود، حتی الامکان در مقطع فعلی از این پدیده ممانعت به عمل می آورند. لذا اینکه بارزانی ها در حال حاضر نه تنها عملاً تلاشی برای اتحاد دوباره نمی کنند بلکه در پنهان و خفا علیه آن سنگ اندازی هم می کنند مهر تأییدی بر همین طرز تفکر آنهاست. آنها دمکرات قوی و یک پارچه را نمی خواهند در واقع هیچ حزب رقیب قوی نمی خواهند نه اتحادیه میهنی، نه پ.ک.ک، نه پژاک و بدتر از آن نه هیچ حزب ایرانی. آنها به تازگی ریاست فرضی کُردهای دنیا را به زعم خودشان برعهده گرفته اند و حاضر به از دست دادن این جایگاه نیستند. متأسفانه بعضی از احزاب کُرد ایرانی نظیر حدکا نیز آنها را در نیل به این مهم همراهی می کنند چرا که حیات و ممات خود را به این تأمین مادی از جانب بارزانی ها گره زده اند.و نمونه اخیرش هم تحریک مصطفی هجری برای انتشار کتاب "نسکو و دابران" در این موقعیت زمانی که اتحاد مجدد هردو جناح دمکرات در حال شدت گرفتن بود میباشد.

 



+ نوشته شده در پنج‌شنبه 17 اردیبهشت 1394 ساعت 22:51 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

منوی اصلی

دسته بندی خبر ها

درباره ی ما


ده نگێکی جیاواز له ناو حیزبی دێموکرات صدایی متفاوت از درون حزب دمکرات

آرشیو

نویسندگان

پیوند های وبلاگ

امکانات

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ 4390 محفوظ می باشد.
قالب وبلاگ - بازی آنلاین - طراحی سایت

بازی آنلاین

بازی آنلاین

عکس

طراحی سایت

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

موسیقی بی کلام

دانلود اندروید

گرافیک - ابزار طراحی

برترین مطالب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران