خانه | پست الکترونیک | آرشیو

صدایی دیگر = ده نگێکی جیاواز

تماس بانویسنده ازطریق ایمیل:tarikeredemokrat@yahoo.com


کالبدشکافی توافقنامه کومله و حزب دمُکرات کُردستان ایران

بسته شدن پیمان همکاری میان حزب دمکرات کردستان ایران و سازمان کومله

در روز ۳۱  امرداد ۱۳۹۱ بیانیه ای از سوی دفترهای سیاسی دو سازمان سیاسی کومله و حزب دمکرات کردستان منتشر شد که در آن اعلام شده بود توافقنامه ای میان این دو سازمان سیاسی نوشته شده است و این توافقنامه در روز ۲۴ آگوست ۲۰۱۲ تارنماهای این دو سازمان قرار گرفت و روشن شد که این دو سازمان پس از دهه­ها جنگ و برادرکشی ، ظاهرا ، به توافقی دست یافته اند . برای بررسی این توافقنامه ، در آغاز نگاهی داریم به پیشینه روابط این دو سازمان سیاسی در کردستان ایران :

دو سازمان سیاسی حزب دمکرات و کومله از سال ۱۳۵۸ که کومله تاسیس شد و در واقع از  نخستین روزهایی که این دو سازمان یکدیگر را شناختند ، تا شهریور سال ۱۳۹۱ خورشیدی در جنگ با یکدیگر بودند ، این جنگ تا سال ۱۳۶۸ به صورت نظامی و پس از آن به صورت سیاسی ادامه داشت . دلایل این درگیری اختلاف ایدئولوژیکی و جاه طلبی و چیرگی جویی( هژمونی ) در کردستان بود.

در­زمستان­سال­۱۳۶۲ حزب­دمکرات کردستان ایران جزوه­ای به نام «بحث کوتاهی درباره سوسیالیزم» منتشر کرد؛این جزوه در کنگره ششم  این حزب تصویب شد و به صورت یک سند رسمی حزبی در آمد. در این میان کومله که ایدئولوژی سوسیالیستی و مارکسیستی داشت ،دیدگاه های سیاسی حزب دمکرات را رد کرد و در آذرماه ۱۳۶۳ ، در شماره ۱۰ نشریه­ی «پیشرو » ، ارگان رسمی خود نقدی به این جزوه ارائه کرد و حزب دمکرات را به باد انتقادهای کوبنده گرفت .

اوج این درگیری­ها زمانی بود که هریک  از این دو سازمان سیاسی ،به تنهایی خواهان دسترسی به قدرت بودند و بالطبع  ، هر یک از آن دو می خواست دیگری را از میدان بیرون کند .

تا پیش از انقلاب اسلامی در ایران حزب دمکرات کردستان ایران توان عرض اندام نداشت در سکوت کامل بود (فراموش نکنیم که به دستور شادروان بارزانی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران ، مانند ملا آواره و سلیمان معینی  کاملا از صحنه خارج شدند و عبدالله اسحاقی معروف به احمدتوفیق که از سوی قاسملو به خیانت و همکاری با ساواک متهم شد ، به سرنوشت نامعلومی دچار و مفقود شد!!!!!!!). پس از انقلاب اسلامی ، هر دو این سازمان ها به نام مارکسیسم و سوسیالیزم و به نام دفاع از حقوق کرد ، شروع به فعالیت نمودند و عملا به صورت دو رقیب درآمدند .

درگیری های دمکرات و کومله که از میانه سال ۱۳۵۸ آغاز شده بود در شهریور ۱۳۶۳ با رفتار سیاسی حزب دمکرات ژرفا و گسترش بیشتری یافت. در این سال ، کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران ، رسما جنگ علیه کومله را اعلام نمود و در ۲۵ آبان با حمله به مقر کومله در اورامان ، عده زیادی از اعضا کومله را قتل عام کرد و گروهی را به اسیری گرفت،در ادامه حزب دمکرات کسانی را که در این حمله به اسیری گرفته بود ، در روز ۲۹ آبان همان سال اعدام کرد .

در جزوه منتشرشده از سوی کومله  به نام« فاجعه اورامان » چنین آمده است : « یک پیشمرگ مجروح  ما به نام شیخ علی همراه پیشمرگ دیگرمان بنام فرخ ادمن که مشغول پانسمان زخم شیخ علی بود ،در درمانگاه بودند . پیشمرگان حزب دمکرات در نهایت جنایتکاری هر دو نفر را اسیر کرده و پس از اعدام جنازه آنان را سوزاندند ، پس از این واقعه مقر و درمانگاه ما را به آتش کشاندند ... »سپس ادامه می­دهد: « بدون شک ایجاد درگیری مسلحانه میان حزب دمکرات و کومله خود نشانگر اختلاف عمیق میان این دو نیروست . ما این اختلاف تضاد سیاسی را با حزب دمکرات نه تنها هیچگاه پنهان نکردیم بلکه همواره با صراحت ، وجود این اختلافات را به آگاهی همگان رسانده­ایم .» در ادامه می نویسد :« اگرچه حزب دمکرات در تبلیغات رسمی خود ، وقتی که رو به مردم صحبت می کند ، دم از آزادی و دموکراسی می­زند و خود را وفادار به آزادی معرفی می­کند ،اما تمام اعمال حزب دمکرات برعکس آن چیزی است که در این باره تبلیغ کرده است. »

کومله در برابر حملات دمکرات ساکت ننشست و در ششم بهمن ۱۳۶۳ به مقر  حزب دمکرات حمله نمود  . این حملات متقابل و پیاپی تا اواخر بهار ۱۳۶۷ ادامه داشت .

در قطعنامه مصوب کنگره سوم سازمان کومله در اردیبهشت ۱۳۶۱چنین گفته شده است :

« در رابطه با حزب دمکرات کنگره اعلام می­دارد که :

-         این حزب همواره حقوق دمکراتیک توده­ها ]مردم[ را پایمال نموده و زحمتکشان کردستان را مورد ستم و تعدی قرار داده است .

-         حزب دمکرات تا به حال در موارد متعدد به اعمال تجاوزکارانه بر علیه پیشمرگان ما دست زده است و چندین مورد جنگ ناخواسته را به ما تحمیل کرده است .

-         این حزب از سه سال پیش همواره قرارها و تعهدات خود را زیر پا گذاشته و بی اصولی سیاسی از خود نشان داده است .»

در تیرماه ۱۳۶۴ ، از سوی پلنوم مرکزی کومله طرحی برای آتش بس  تنظیم شد که مورد پذیرش حزب دمکرات کردستان ایران  قرار نگرفت. در این طرح آمده بود : « ضروری است که حزب دمکرات موارد زیر را پذیرفته و اجرای عملی آن را تعهد نماید:

 الف- آزادی کامل هرگونه فعالیت سیاسی را برسمیت بشناسد و در عمل نیز مراعات کند.

...

ج- حق مردم  کردستان و آحاد آنها را برای اینکه آزادانه و بنا به خواست خود سرنوشت و راه سیاسی خود و حزب سیاسی خود را انتخاب کنند ، به رسمیت بشناسد و تعهد نماید دراین رابطه به زور متوسل نخواهد شد و حقوق و آزادیهای مردم را مراعات خواهد کرد »

عدم پذیرش این طرح از سوی حزب دمکرات کردستان ایران ، میزان پای بندی این حزب به دموکراسی را نشان می دهد .

همانگونه که پیشتر اشاره شد، جنگ  این دو سازمان در کردستان بر سر قدرت بود و هر یک  تلاش می­کرد دیگری را از میدان بیرون براند.

منصور حکمت ، رهبر سیاسی « حزب کمونیست ایران » که سازمان کومله زیرشاخه آن بود، با انتشار سندی از طرف کمیته مرکزی کومله با عنوان« جمعبندی از بحث ارزیابی پنج ماه جنگ ما با حزب دمکرات » ، علنا و آشکارا، جنگ کومله و دمکرات را بر سر «چیرگی یابی کردستان» معرفی نمود. عبدالله مهتدی اصلی­ترین مدافع این سند بود.

مدتها بعد، هنگامی  که کومله شدیدا زیر آتش دمکرات قرار داشت  ، منصور حکمت تلاش نمود این جنگ یکطرفه به آتش بس ختم شود؛ ولی این بارعبدالله مهتدی  بود که با برقراری آتش بس مخالفت کرد . بالاخره در سوم اردیبهشت ۱۳۶۷ با رای ممتنع عبدالله مهتدی ، آتش بسی یکطرفه اعلام شد  . این آتش بس مصادف بود با خاموشی کامل هر دو گروه در صحنه  عمل نظامی علیه دولت  ایران .

در این میان نکته حائز توجه ، شرط حزب دمکرات برای خاتمه جنگ با کومله بود: «کومله بایستی رسما اعلام کند که حزب دمکرات کردستان« رهبر جنبش کردستان » است » .

 

در ۲۴ آگوست ۲۰۱۲، پس از چندین دهه اختلاف بر سر قدرت ، دو حزب کومله و دمکرات کردستان ایران با یکدیگر پیمانی برای همکاری امضا نمودند.

بنا به گزارش « کوردستان مدیا» ، وب سایت خبری حزب دمکرات کردستان ایران   دو هیأت در یک نشست پنج ساعته، ضمن بحث و بررسی پیرامون مسائل مهم منطقه، ایران و کردستان به ادامه گفتگوهای صورت گرفته در رابطه با تدوین توافقنامه همکاری فی‎مابین ادامه داده و این فرایند را به نتیجه نهایی رساندند. سپس متن توافقنامه به امضای مصطفی هجری و عبدالله مهتدی رسید.

اگر آشتی میان این دو گروه  ، گونه ای آشتی راستین بود ، به کاهش درگیری های  مرگبار می انجامید ، جای خرسندی داشت ؛ اما پیشینه دو گروه و دیدگاه های آنان و راهبردهای دو گروه در عرصه سیاست ورزی ، چنین نویدی را نمی­دهد .

دراین توافقنامه ، دو حزب دمکرات کردستان ایران و  سازمان کومله ، که دو سازمان سیاسی از میان ده ها حزب و سازمان و گروه سیاسی کرد هستند،  پیمان خود را با عنوان « جنبش رهایی بخش ملت کرد در کردستان ایران »  می خوانند . با توجه به معنای  واژه « جنبش » در فرهنگ واژگان سیاسی  ، این عمل  که اوج چیرگی جویی ( هژمونی ) آنان را به نمایش می­گذارد ، عملی کاملا غیردمکراتیک و  به معنای نادیده انگاشتن آشکارای حزب ها و گروه های دیگر کرد است .

 احزاب سیاسی غیردولتی در کردستان ایران عبارتند از:

  1. پژاک  ، به دبیرکلی  عبدالرحمن حاجی احمدی
  2. حزب دمکرات کردستان، به دبیرکلی خالد عزیزی
  3. حزب دمکرات کردستان ایران، به دبیرکلی مصطفی هجری
  4. حزب کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران ،به دبیرکلی ابراهیم علیزاده
  5. حزب کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، به دبیرکلی عبدالله مهتدی
  6. حزب کومله زحمتکشان ایران ، به دبیرکلی عمر ایلخانی­زاده
  7. حزب کومله سوسیال دمکرات کردستان، به دبیرکلی عبداله کهنه پوشی
  8. حزب کومله فراکسیون سوسیالیستی ، به دبیرکلی محمد امین حسامی
  9. سازمان خبات انقلابی کردستان ، به دبیرکلی باباشیخ حسینی
  10. سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر
  11. حزب سربستی کردستان به رهبری عارف باوجانی

شگفت آنکه بنیانگذاران و دبیرکل­ها و اعضا ارشد این احزاب و سازمانها همگی از اهالی شهرهای کردنشین آذربایجان غربی هستند .

از سوی دیگر دهها جریان مذهبی مانند :

جریان مفتی زاده شاخه حسن امینی ، جریان مفتی زاده شاخه مکتب قرآن ، گروه های کوچک اما متعدد سلفی ؛ و یا گروههای ملی­گرا  مانند : حزب پان ایرانیست فعال در حوزه کردستان  ( پایگاه زاگرس ) و آذربایجان ( پایگاه آرارات ) ، حزب ملت ایران ، جبهه ملی ،اصلاح طلبان کرد ، جماعت اصلاح(شاخه اخوان در منطقه) ، جبهه متحد کرد  (شاخه آقایان مردوخ و شاه اویسی ) ، جبهه متحد کرد انشعابی را نیز می­توان برشمرد.

در اواخر زمستان ۱۳۹۰ تعدادی از افراد کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (  به رهبری ایلخانی زاده ) از کومله جدا شدند و احتمال تشکیل کومله دیگری در راه است .این افراد که از سران کومله بودند، عبارت اند از : بهرام رضایی(بهرام ره­ش) احمد باب ، جمیل امینی و جلال ناوه .

چند تن از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران ( حدکا ) نیز به دلیل شرکت در مراسمی در فنلاند از حزب اخراج شدند و از سوی اینان نیز احتمال تشکیل حزب دمکرات دیگری داده شده است .

بی­گمان اگر این احزاب و گروهها مورد تایید و قبول یکدیگر بودند، این همه انشعاب در آنها روی نمی­داد . حزب دمکرات کردستان ایران تلاش بسیاری نمود تا دیگران را هم به دور خود جمع کند ؛اما راه بجایی نبرد  . برای مثال ، در ۲۸ شهریور ۱۳۹۱، هیاتی از سوی این حزب (حدکا) به سرپرستی محمد نظیف قادری با اعضا جدا شده از این حزب ( حزب دمکرات کردستان ) دیدار کرد.

آقاى کامل نورانى فرد، مدیر کمیته‌ مرکزى سازمان « خه‌بات »  در مصاحبه ای با نشریه  « تیکوشان » بر این باور است که: « به‌ عقیده‌ من این توافقنامه‌ قدمى رو به‌ جلو و دو قدم به‌ عقب بود. در ارتباط با اینکه‌ پس از تاریخى پر فراز و نشیب این دو جریان سیاسی امروز تفکرى بر تصمیم و مواضعشان غالب است که‌ توافقنامه‌ حاصل آن خواهد بود، مى توان همچون پیشرفتى در کار حزبیشان بدان بنگریم. اما اینکه‌ اقدامشان تنها منحصر بدان دو حزب بوده‌، من هیچگونه‌ پیشرفتى در جنبش عمومى ملى کردستان ایران در آن نمى یابم و حتى این متد کارى یادآور تاریخ گـذشته‌ در ابعاد دیگرى که‌ در آن انکار دیگرى در جریان بود و ارزشهاى دمکراسی نقض مى گشت و نفس همزیستى بسیار پایین بود و همچنین تقسیمات زودهنگام و انکار نیروهاى سیاسی موجود در کردستان بر آن غالب بود، مى باشد . صرفنظر از این واقعیات قضیه کرد قضیه اى همگانى و کردستانى است و با آحاد مردم کردستان در ارتباط است و نمى توان یک نیرو یا دو نیرو نقش برادربزرگى و نمایندگى همه‌ جریانات کردستان را به‌ تنهایی برعهده‌ بگیرند و در مقام نماینده‌ کرد در رابطه با سرنوشت و آینده‌ کردستان تصمیم گیرى کنند. »

عارف باوجانی ، رهبر حزب سربستی کردستان نیز در مصاحبه ای با نشریه «روداو»  ، چاپ اقلیم کردستان عراق گفت : « این دو حزب در گذشته دچار جنگهای برادرکشی بودند و نگرانی از آن بود که این جنگ در آینده نیز تکرار شود. اکنون این نگرانی ۵۰درصد کم شده و ۵۰ درصد برای احزابی است که جدای این دو حزب هستند... نمی­توانیم بگوییم این توافقنامه برای اتحاد تمامی مردم  کردستان ایران است ... دو حزب دمکرات و کومله نباید خود را با اتحاد میهنی کردستان عراق و پارت دمکرات کردستان عراق مقایسه کنند؛ چون دو حزب عراقی در انتخابات هایی (؟؟) شرکت کرده و به جایگاهی رسیدند که همراهی بسیاری از مردم عراق را به دنبال خواهد داشت ، اما در کردستان ایران هیچ انتخاباتی انجام نشده است و اگر احزاب دیگر خواهان رسیدن به جایگاه سیاسی شوند ولی مورد توجه واقع نگردند ، به جای حل مشکلات ، بحران شدیدتر خواهد شد »
مصطفی هجری در مصاحبه ای با نشریه «روداو» ، که بعدها در نشریه «کوردستان» ، ارگان رسمی حدکا نیز منتشر شد، به « تکروی حزبی » اقرار کامل نمود و در پاسخ به این پرسش که : « آیا با احزاب و جریانات کردستانی دیگر تماس گرفته‏اید تا به این پلاتفورم بپیوندند؟ »  گفت : «تا حالا تماسی گرفته نشده، بلکه تنها پلاتفورم را اعلام و همه‏ی جریانات و مردم کردستان را از محتوای آن مطلع کرده‏ایم و ارتباط برقرار کردن با احزاب دیگر را به بعد موکول کرده‏ایم .»

هر چند که فاروق بابامیری ،از اعضا مکتب سیاسی کومله می­گوید:« ما چندین بار تلاش کردیم تمام احزاب سیاسی کرد ، جلسه­ای برای این توافقنامه داشته باشیم ، که متاسفانه نشد . »

مصطفی مولودی ، جانشین دبیرکل حزب دمکرات کردستان (حدک) در این زمینه در مصاحبه ای با نشریه « روداو» گفت: «برای اینکه یک حزب سیاسی سهمی در این توافقنامه داشته باشد ، می­بایست در آغاز گفتگوها برای تنظیم این توافقنامه حضور داشته باشد ، اما دو حزب حدکا و کومله برای تنظیم این توافقنامه از ما درخواستی نکردند...»

کامل نورانی فرد نیز می­گوید :« ما به هیچ وجه سهمی در این توافقنامه نخواهیم داشت ،، چراکه پیشتر این توافقنامه تنظیم شده بود...»

در واقع ، دو سازمانی که با هم پیمان بسته اند ، پس از تنظیم مفاد و مواد توافقنامه در صدد مذاکره با دیگر تشکیلات و احزاب کرد، و به عبارت دیگر  « تحمیل توافقنامه» به آنان برآمدند که منطقا با پاسخ منفی آنها روبرو شدند. هجری در مصاحبه ای با نشریه « روداو» ، در برابر این پرسش که : « چرا پس از امضای توافقنامه فی مابینتان،احزاب کردستان ایران شما و کومله را به تکروی متهم می نمایند؟» ، می گوید: « برخلاف این نظر و بنا به مصوبه ی کنگره­ی سیزدهم ،رهبری حزب به مدت قریب به شش ماه به منظور نزدیکی بیشتر طرف ها در راستای ایجاد هم پیمانی،با بیشتراحزاب وارد مذاکره و گفتگو گردید،نرمش بسیاری نیز از خود مان نشان دادیم اما متأسفانه به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ....  چنان که برخی از طرف ها مدعی هستند، به هیچوجه درجهت انحصار قدرت وتقسیم مسئولیت هانمی باشند!!! »

وی ، همانگونه که در  مصاحبه با نشریه « روداو » اقرار کرده بود، همچنان منتظر است که دیگر احزاب و گروه ها و سازمان های فعال در کردستان پس از تنظیم این توافقنامه و  بدون دخالت در آن ، بدان بپیوندند ، در ادامه مصاحبه با این نشریه در برابر این پرسش که: « آیااین توافقنامه باعث ایجاد دوجبهه درکردستان ایران نمی گردد؟ » پاسخ می­دهد :« براساس این توافقنامه طرفهای دیگر نیز می توانند به هم پیمانان ملحق شوند ... به باور من ، عموم احزاب وسازمان هایی که در راستای منافع مردم کردستان کارمی­کنند دریکی ازاین بندها خود را خواهند یافت !!!»

در مقدمه این توافقنامه آمده است :« برای مبارزه ملت کرد در عصر حاضر و در این وضعیت ، هم تغیرات گوناگون جهانی و هم تحولات اخیر خاورمیانه ، همچنین توازن ابر قدرت­ها و معادلات نوین این عرصه ، بیش از همیشه زمینه را جهت طرح خواسته­های ملی مردم کرد و تاکید بیشتر بر حقوق خویش در سطح جهانی را مهیا ساخته است . »

در بند نخستین این توافقنامه آمده است : « دو طرف بر این باورند که نظام سیاسی آینده ایران لازم است سیستمی سکولار ، دمکراتیک و فدرال باشد.  »

شگفتا که این دو سازمان  از سوی تمام مردم ایران تصمیم گیری کرده و  استقرار نظام فدرالی را در سراسر ایران ارائه می­دهند .

البته مصطفی هجری بی­پروا  این را تایید می­کند و در مصاحبه ایی در رادیو « ایران ما » اعلام کرد: « در ابتدا و هنگامی که خواست‌های ما کردها در شکل خود مختاری مطرح می‌شد‌ وضعیت سیاسی جهان، وضعیت سیاسی منطقه، و همچنین میزان اطلاعات و آگاهی‌های ملی در بخش‌های زیادی از مناطق مختلف ایران به شکلی نبود که در کردستان بود... درآن مرحله حزب دمکرات کردستان ایران به مصلحت نمی‌دانست که ازطرف ملیت‌های دیگرایران هم حرف بزند و فقط از طرف خودش حرف می‌زد. به همین جهت سخن از خودمختاری کردستان بود در یک ایران دمکراتیک.»و ظاهرا اکنون به نتیجه رسیدند که می توانند برای همه مردم اقصا نقاط ایران تصمیم بگیرند .

امروز دیگر شعار « خودمختاری برای کردستان – دموکراسی برای ایران »  که  در ذات خود از ناسازگاری و بی توازنی برخوردار است و به دلیل رعایت موضوع به بحث آن نمی پردازیم  ، از سوی حزب دمکرات کردستان ایران به شعار « ایران فدرال » تغییر داده شده است . این تغییر پس از کنگره  سیزدهم « حدکا»  در چند سال گذشته  روی داد و در واقع حدکا از اندیشه­های عبدالرحمن قاسملو فاصله گرفت . این تغییر  شعار  و جهش « از خودمختاری به فدرالیسم »  از سوی بسیاری از رهبران و سران میانه روی حدکا با انتقادهای تندی رو به رو شد و باعث جدایی بسیاری از این افراد از حزب دمکرات  گردید.

بحث فدرالیسم گسترده تر از آن است که بخواهیم در این مقاله به آن بپردازیم. در سطرهای بعد نشان خواهیم داد که  مفهوم « تجزیه» در پشت  « فدرالیسم» پنهان شده است . در اینجا فقط به طرح یک پرسش بسنده می کنیم ؛ پرسشی که سران حزب دمکرات کردستان ایران و کومله به صورت کاملا رسمی و در برابرآحاد ملت ایران موظف به پاسخگویی بدون مغلطه به آن  هستند .پرسش از این قرار است :

شهرهایی مانند ارومیه ، نقده ، ماکو ، میاندوآب ، سلماس ، قروه و  چندین شهر دوقومیتی کرد و آذری ( با آگاهی از این واقعیت که تاریخ نشان می دهد زبان ترکی بر آنان تحمیل شده اما آذری اصیل هستند ) در  قلمرو کدام  دولت فدرال قرار خواهند گرفت ؛دولت فدرال کردستان یا آذربایجان ؟

تکلیف شهرهای مسجدسلیمان ، ایذه ، دزفول ، شوش و اهواز که شهرهای چند قومی هستند، چیست ؟

این دو سازمان چرا فدرالیسم را برای ایران پیشنهاد - و البته بهتر است بگوییم : تحمیل - می­کنند؟ هر پیشنهاد سیاسی باید در مجموعه نیروها و سازمانهای سیاسی سراسر ایران هوادارانی بیابد . روشن است که یک بخش از ایران نمی تواند برای همه بخش ها تصمیم بگیرد .

به نظر طرفداران نظام فدرالیسم ،  استقرار فدرالیسم  راه حل مساله قومیت هاست ؛ و فدرالیسم رفاه اجتماعی را به ارمغان خواهد آورد .

برای نشان دادن بی اعتباری این نظریه ، توجه طرفداران این نظام را به  دقت در وضعیت دو کشور فدرال جلب می کنم:

نخست ، هندوستان ، کشوری فدرال که ۲۵% از مردمش زیر خط فقر زندگی می­کنند و بیش از نیمی از گرسنگان جهان را درخود جای داده و بیش از یک پنجم مردم این کشور به آب آشامیدنی  سالم دسترسی ندارند.

دوم، برزیل هشتمین قدرت اقتصادی جهان ، دومین تولیدکننده آهن ، چهارمین قطب دامداری جهان ، نخستین تولیدکننده قهوه در جهان ، پنجمین تولیدکننده منگنز ، دومین تولیدکننده کاکائو ، اما .... اما فساد مالی و الیگارشی( سیادت سیاسی و اقتصادی گروه های معدودی از ثروتمندان،استثمارگران و صاحبان نفوذ و به عبارت دیگر :اشراف سالاری) کار را به جایی رسانده که مردم از یک زندگی ساده هم محروم­اند.

از سوی دیگر، بایستی توجه طرفداران نظام فدرال و به ویژه دو سازمان حدکا و کومله را به این نکته جلب نمود که افزایش اختیار دولت های فدرال می تواند منجر به نابرابری دولت های فدرال گردد ، مانند دولت آرژانتین که سالهاست با این مشکل دست و پنجه نرم می کند ؛اما راه به جایی نبرده است، با فرض داشتن ایرانی با نظام فدرال آیا می­توان پنداشت که دولت فدرال قلمرو نفت­خیزی مانند خوزستان با کردستان از نظر اقتصادی و در نتیجه رفاه اجتماعی در برابری باشند؟

در بند سوم از بخش الف این توافقنامه آمده است : « هر دو طرف ]حدکا و کومله[اعتقاد کامل به جدایی نهاد دین از دولت دارند و بر این باورند که حاکمیت آینده کردستان و قانون اساسی کشور بر پایه اصول دموکراسی و منشور جهانی حقوق بشر و حقوق سیاسی و ملی کردستان تدوین گردد »

ضروری است هر دو طرف ]حدکا و کومله [ کاملا آشکار نمایند منظور از «  قانون اساسی کشور »  چیست ، و منظور از « کشور» کجاست ؟ دو حالت وجود دارد :

۱ . ایران  . اگر منظور ، قانون اساسی ایران است ، چرا باید قانون اساسی ایران بر پایه حقوق به زعم این دو حزب ، ملی کردستان تدوین گردد؟

این را نمی­توان ساده انگاشت و حمل بر بی­دقتی تدوین کنندگان توافقنامه گذاشت . ؛ در حالی که اینگونه جملات برای ارائه به جامعه سیاسی و فکری ، باید کاملا شفاف و خارج از ابهامات باشد ، مگر آنکه سوء نیتی در میان باشد ، که ظاهرا چنین است.

۲٫ کردستان . اگر منظور این دو سازمان سیاسی از قانون اساسی کشور ، قانون اساسی کردستان است ، سخنی برای گفتن نمی ماند جز آنکه  فدرالیسم شما پایه ایست برای « تجزیه ایران » .

چندپهلو بودن و چندمنظوره بودن موضعگیری های این دو سازمان کاملا آشکار بوده و هست . امروزه بر کسی پوشیده نیست که این احزاب شدیدا دنبال جلب رضایت عموم و به ویژه فعالان سیاسی کرد و غیرکرد هستند . بنابر این با اینگونه  بازی با واژه­ها و آنهم چنین رندانه ، شگرد خاصی است جهت رسیدن هرچه سریع تر به این هدف.

در بند ششم بخش الف آمده است : « طرفین پشتیبانی و پایبندی خود را به عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست کردستان و گنجاندن این موضوعات در قانون اساسی اعلام می­نمایند .»

نخست اینکه مساله عدالت اجتماعی و محیط زیست ، دو موضوع کاملا جدا از یکدیگر و نامرتبط به هم است و ظاهرا بسیار مضحک به نظر می رسد که این دو موضوع در یک بند گنجانیده شوند.

دوم ، چرا طرفین فقط به محیط زیست و عدالت اجتماعی پایبندی خود را اعلام می کنند ، آیا طرفین تمایلی ندارند پایبندی خود را به مثلا  «رشد کشاورزی و دامپروری»! یا « ورزش همگانی » ! یا « صنایع دستی  و صادرات آن » ! و هزاران موارد دیگر  اعلام کنند؟!!!

سوم ، همانگونه که پیشتر اشاره شد، ضروری است طرفین پاسخگو باشند که در کدام قانون اساسی حفظ محیط زیست کردستان گنجانیده شود؟ البته در اینجا مانند بند اول بخش الف واژه «کشور» آورده نشده است ؛ اما شفاف سازی در این بند ضروری­ست .

در بند اول بخش ب این توافقنامه آمده است :«  شناساندن مشکلات و مطالبات ملت کرد در کردستان ایران به جامعه بین المللی و کسب حمایت سیاسی ...»

این اظهر من الشمس است که مهمترین بخش این توافقنامه، جلب حمایت کشورهای خارجی است . البته فراموش نکنیم که همین کشورهای خارجی که مورد توجه این دو سازمان قرار گرفته اند، در اتحاد گروههای کرد نقشی بازی کرده اند. برای مثال ، فردریک تیسو ، کنسول فرانسه در اقلیم کردستان عراق ، در  نقش  « لَلِه­ی دلسوزتر از مادر » ، سال ها با سران حزب دمکرات کردستان ایران و انشعابیون در تماس بود و می کوشید آنها را به حزب بازگرداند . مساله نگران کننده تر این است که امروزه این  « حمایت خارجی » می­تواند به صورت « نظامی » نیز باشد .

 

روزی مصطفی هجری در مصاحبه با رادیو  « ایران ما » گفته بود: « مبارزه مسلحانه کردها ، کردها  را به ایرانیان و جهانیان شناساند !!!» امروز که آحاد ملت ایران از جنگ و خون و کشتار بیزارند و حتا کودک خردسال نیزاز پیامدهای جنگ باخبراست و همگی براین باورند که دوران جنگ و لشکرکشی و به ویژه از نوع داخلی به سر رسیده و جنگ را وقیحانه­ترین شیوه دسترسی به هدف می­دانند و خواهان برقراری صلح و آرامش هستند ،  این همان مصطفی هجری است که به آشکار ، در گفتگویی با نشریه­ی «روداو»  که بعدها نیز در نشریه رسمی حدکا منتشر شد ، می­گوید : « ما مبارزه مسلحانه را کنار نگذاشته­ایم و تا حال حاضر مبارزه مسلحانه بخشی از کار و فعالیت ماست ، اما در شرایطی که اکنون در آن قرار داریم و رهبریمان در اقلیم کردستان است ، نمی­توانیم به مبارزه مسلحانه بپردازیم  و دستاوردهای اقلیم کردستان را در معرض خطر قرار دهیم ؛ از این رو بیشتر مبارزه سیاسی و دیپلماتیک را گسترش می­دهیم . اما هر زمان که در کردستان ایران ضروری شود ، نیروهای پیشمرگ ما آماده­اند و دوباره این شیوه مبارزه را مورد استفاده  قرار خواهیم داد.»

از تک تک این واژه ها بوی آتش و خون و باروت به مشام می رسد . در واقع می­توان دریافت ، به محض رسیدن پای این افراد به  خاک ایران ، خاک کردستان  بار دیگر از خون جوانان کرد و غیر کرد ، آغشته خواهد شد .

این در حالی ا­ست که در بند سوم بخش الف توافقنامه مذکور ، دو طرف ادعا می کنند که به اصول دموکراسی و منشور جهانی حقوق بشر اعتقاد کامل دارند . البته این توافقنامه آکنده از جملاتی عوام فریبانه ای است که در راستای جلب رضایت عموم در قالب یک توافقنامه تدوین شده اند .

 برآورد ما

توافقنامه میان دو سازمان سیاسی کومله و حزب دمکرات ایران با نیت باز کردن پای بیگانگان به ایران بسته شده است . اینکه در بالای این توافقنامه تاریخ میلادی ذکر شده است ، بی دلیل نیست . روز ۲۴ آگوست برابر با روز  « سوم شهریور » است . و سوم شهریور در حافظه ملت ایران  یادآور روزی سیاه و شوم است ؛ روزی که ارتش های آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق و انگلستان ، ایران را اشغال کردند . تاسیس دو دولت پوشالی قاضی محمد در کردستان و پیشه وری در آذربایجان ، یکی از  پیامدهای شوم این اشغال بود . امروز هم به یاری همان دولت­ها مهتدی و هجری توافق­نامه دیگری برای اشغال ایران امضا کردند  آیا این هم رویدادی اتفاقی است که در روز هفتم مهر ماه ۱۳۹۱ ، نتانیاهو در تریبون سازمان ملل متحد، ایران را تهدید می کند و در همان روز  ،نام سازمان مجاهدین خلق  با حمایت کنگره آمریکا از فهرست سیاه سازمان های تروریستی خارج می شود ؟

در سراسر این توافقنامه آنچه در پشت واژه­های « دموکراسی » و « احقاق حقوق » و مانند آن پنهان شده است ،آتش و خون و  بوی باروت  است .

هیچگونه همداستانی در میان ده ها سازمان و حزب و گروه سیاسی و نظامی ( پاره ای بر روی کاغذ و پاره ای حزب تک نفره یا چندنفره ) که در کردستان ایران فعالند، وجود ندارد و هیچ کدام از این تشکل ها مورد تایید یکدیگر نیستند . انشعاب های پی در پی این سازمان ها این پراکندگی آرا و آرمان ها را نشان می دهدهمانطور که مصطفی هجری در مصاحبه ای با نشریه « روداو» گفته است :« همکاری حزب دمکرات کردستان ایران( حدکا) و کومله یک همکاری صرفا سیاسی است ، نه نظامی»

آنچه گروه های سیاسی کردستان به دنبال آن هستند ، سلاح  وچیرگی سیاسی  بر کردستان است و نمی توان باور داشت که اینان به سود یکدیگر از صحنه خارج شوند .در فردای ورود این گروه ها به خاک ایران ،دو جنگ بزرگ پیش روی مردم کردستان قرار خواهد گرفت :نخست ، جنگ این احزاب و سازمان ها با یکدیگر ، به دلیل درگیری ایدئولوژی  با یکدیگر و  تصاحب قدرت ؛دوم، جنگ این احزاب و سازمان ها با دولت ایران ، برای پیشبرد« پروژه تجزیه کشور» زیر پوشش طرح فدرالیسم.

اینکه در گرماگرم تهدیدهای گوناگون ایران از سوی غرب ، چنین توافقی شکل می گیرد ، بی دلیل نیست . اگر حلقه های دیگر این زنجیره را ، همچون تحریم ایران و محاصره اقتصادی آن به نیت بحران آفرینی در ایران ، تعزیه گردانی نتانیاهو در سازمان ملل متحد ، و خارج شدن نام سازمان تروریستی مجاهدین خلق از فهرست سازمان های تروریستی جهان را هم در نظر بیاوریم ، آنگاه به ارتباط شوم این آقایان با هم پی خواهیم برد .

سیاست هایی همچون « اتحاد تجزیه طلبان » که انگیزه اساسی آن « چیرگی جویی » و یک کاسه کردن قدرت سیاسی است ،و سکوت ایرانیان در برابر آنان ، تنها به دستیابی ماجراجویانی به قدرت سیاسی خواهد انجامید که جز آوارگی و مرگ برای ایرانیان کرد و غیرکرد چیزی به ارمغان نخواهند آورد .

(پیمان حریقی - بوکان - ۱۷ مهر ۱۳۹۱ خورشیدی)(بااندکی دخل وتصرف)



+ نوشته شده در یکشنبه 05 آذر 1391 ساعت 22:20 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

دوائین پەلە قاژه ی خالیدی عەزیزی!!!

به پێی هه واڵی بلاو کراو له لایه ن ماڵپه ری"رۆژهەڵات تایمز"ه وه،خالیدی عەزیزی-سکرتێری گشتیی حیزبی دێموکراتی کوردستان-کە بۆ کۆبوونەوەکەی پراگ له دەرەوەی وڵاتە،ئاگادار بوین که ئه ی هه وێ له گه ڵ "موجاهیدینی خەقلی ئێران"  کۆبێتەوە و هه ر به م بۆنه شه وه هەیئەتێکی حیزبی دێموکرات لە گەڵ هەیئەتێکی سازمانی موجاهیدینی خەڵقی ئێران لە دانوستان دان.جا ئه وه ی به لای منه وه سه یره ئه مه یه:ئایا حدک و خالید عه زیزی له میژوی رابردووی حیزب هیچ ئه زمونێکی دروستیان وه رنه گرتووه؟ئایا له بیریان چۆته وه ئه م رێکخراوه بوو که کوردانی باشووریان ئه نفال ئه کرت؟و...هتد

راستیه که ی ئه وه یه که حدک ئه وه نده داماو بێچاره و زه لیل بووه که په نایی بردوه بۆ رێکخراوی به ناو موجاهیدین ؛ئه گینا دانیشتن و رێککه وتن له گه ڵ ئه مانه هیچ سوود و قازانجیکی بۆ کورد نه بووه و نییه.جا له هه مووی سه یرتر ئه مه یه که رۆژبه دوای رۆژ ئه بینین که کادیر و رێبه ره پله به رزه کانی ئه م رێکخراوه خه ریکی جیابوونه وه له موجاهیدینن؛به ڵام کاکه خالید!!! ئه ی هه وێ به م جۆره داماوی خۆی و تاقمه که ی نیشان دات و پاشان بڵێ ئێمه خه ڵکمان له گه ڵه و بۆ خه ڵکی کورد چه کمان هه ڵگرتووه.

به رێزان له خواره وه چه ن وێنه یه ک له جنایاتی رێکخراوی به ناو موجاهیدینی خەقلی ئێران نیشان ئه ده ین تا خۆتان باشتر بیرتان بیته وه ئه م رێکخراوه چی کرد...

دیدار رجوی با صدام حسین

تصاویری از کشتار بیرحمانه کُردها توسط فرقه رجوی

زنده به گور کردن کودک کُرد توسط عوامل فرقه رجوی

 

قومی متفکرند اندر ره دین **** قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم
از آنکه بانگ آید روزی **** کای بیخبران راه نه آن است و نه این



+ نوشته شده در شنبه 27 آبان 1391 ساعت 21:12 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

حیزبی دیموکرات‌و پژاک یەکتر تۆمەتبار دەکەن

ئاوێنه‌نیوز: هه‌ردوو سه‌رۆكی حیزبی دیموكراتی كوردستان و پارتی ژیانی ئازادی كوردستان (پژاك) هێرشی‌ میدیایی‌و یه‌كتر تۆمه‌تباركردنیان ده‌ست پیَده‌كه‌ن.
لە دواهەمین پێشهاتی شەڕی میدیایی نێوان حیزبەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، لە دیدارێکی ڕۆژنامەی هاوڵاتیدا سکرتێری گشتی حیزبی دیموکراتی کوردستان خالید عەزیزی، هێرشی‌ كرده‌ سەر پارتی ژیانی ئازادی کوردستان(پژاک)و ئەو حیزبەی بە (شت) ناوبرد‌و وتی " پژاك حیزبێك نییه كه‌ به‌رهه‌می پێگه‌یشتنی سیاسی- نه‌ته‌وه‌یی كوردی ئێران بێ. پژاك وه‌ك خۆی ناتوانێ به‌شێك له‌ گه‌مه‌كه‌ بێت، به‌لكو حیزبێكه‌ كه‌ پارتی كرێكارانی كوردستان (په‌كه‌كه‌) بۆ كارو به‌رژه‌وه‌ندی خۆی دروستی كردووه‌. ئه‌گه‌ر ئێران بشێوێ‌و ئه‌و سیستمه‌ به‌ره‌و نه‌مان بچێ، ئیتر په‌كه‌كه‌ پێویستی به‌ شتی وه‌ك پژاك نییه‌."
لە وەڵامی ئەو قسانەی خالید عەزیزیدا سەرۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان (پژاک) عەبدولڕەحمان حاجی ئەحمەدی هێرشی كرده‌ سەر خالید عەزیزی‌و حیزبی دیموکراتی کورد
ستان، هاوكات بە پارەوەرگر تۆمەتباری دەکات وەک پاداشتی هێرشکردنە سەر پژاک.
سەرۆکی پژاک لەبەرنامەیەکی نەورۆز تی ڤی‌ ‌دا حیزبی دیموکراتی کوردستانی بەدەستەو گروپ ناوبرد‌و وەڵامی قسەکانی خالید عەزیزی دایەوەو تۆمەتباری‌ کرد بەوەی هەر ڕۆژەی لێدوانێک دەدات‌و لێدوانەکانی دژی یەکن.
حاجی ئەحمەدی وتی، پێش ئەوەی خالید عەزیزی ببێتە (سەرۆکی ئەو دەستەیە) وتویەتی کە " لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان بە بێ لەبەرچاوگرتنی پژاک سیاسەت ناکرێت"، بەڵام دوای ئەوەی بووە بە سکرتێری حیزب، ئاوازەکەی گۆڕیوەو بەردەام هێرش دەکاتە سەر پژاک.
لە درێژەی قسەکانیدا حاجی ئەحمەدی ئاماژە بەوە دەکات کە لە بری ئەو هێرشانە خالید عەزیزی مانگانە (جیرۆ ـ چەکی بانکی) وەردەگرێت بێ ئەوەی ناوی هێچ لایەنێکیتر ببات.


+ نوشته شده در سه‌شنبه 23 آبان 1391 ساعت 00:08 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

كادیرانی پارتە كوردییەكان حەشیش دەچێنن

رووداو- كۆبانێ
شارۆچكەی كۆبانێ لە رۆژئاوای كوردستان بووەتە كێڵگەیەكی گەورە و بەهەڕمێنی چاندن و فرۆشتنی حەشیش. بەكر حەمادی، تەمەن 31 ساڵ و خەڵكی كۆبانێ، دەڵێ “زۆربەی كادیرانی پارتە كوردییەكان لە كۆبانێ حەشیش دەچێنن”. هەرچەندە ئێستا هەڵمەتێك بۆ هەڵكێشانی ئەو حەشیشانە دەستیپێكردووە، بەڵام وەك ئەو هاووڵاتییە ئاماژەی پێدەكات “تاوەكو كادیرانی پارتەكان حەشیشی خۆیان نەفرۆشت ، لیژنەی هەڵكێشانی حەشیش دەستی بە هەڵمەتەكەی نەكرد”. بەكر دەڵێ “هەندێك لەو كادیرانە دوو جار بەرهەمی حەشیشەكەیان فرۆشتووە”. بەڵام غەریب حەسۆ، بەرپرسی پەیوەندییەكانی دەرەوەی ئەنجوومەنی گەل لە رۆژئاوای كوردستان رەتیدەكاتەوە چاوپۆشی لە لایەنگرانی پارتەكان كرابێ.

http://rudaw.net/kurdish/index.php?news=18259



+ نوشته شده در دوشنبه 22 آبان 1391 ساعت 23:57 توسط tarikere | ارسال نظر(3)

دُروغی دیگر و بی آبرویی بیشتر برای حدک

برابر اعلام رسمی سایت کوردستان کورد و کوردکانال(ارگانهای رسمی حدک)" روز پنجشنبه 18 آبان ماه  رئیس دفتر نمایندگی حزب دمکرات کردستان در هولیر ، آقای  ابراهیم زیوه یی از کنسولخانه ی فلسطین در هولیر دیدار به عمل آورده و از سوی " نظمی حضوری " مورد استقبال قرار گرفت."
سایت کوردستان کورد می افزاید:"در این نشست هر دو هیأت ضمن اشاره به  سوابق دیرینه ی روابط دوستانه ی حزب دمکرات و سازمان آزادیخواه فلسطین ، بر ضرورت تحکیم همکاری در عرصه های مختلف تأ کید ورزیدند."

حال شما خوانندگان عزیز خود به قضاوت بنشینید و ببینید آیا روابط حدک با رژیم غاصب اسرائیل بهتر است یا سازمان آزادیخواه فلسطین؟برای این امر هم عکس دیدار ابراهیم زیوه یی با نظمی حضوری و دیدار خالدعزیزی با ایهود باراک را مشاهده فرمائید و خود به دورویی و نیرنگ و سرتاپا فریبکاری و عوامفریبی این گروه نادمکرات پی ببرید!!!
 
عکس دیدار ابراهیم زیوه یی به نمایندگی حدک و نماینده سازمان آزادیخواه فلسطین"نظمی حضوری"
 

عکس دیدار خالد عزیزی با ایهود باراک



+ نوشته شده در یکشنبه 21 آبان 1391 ساعت 20:39 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

دمکراتها فرستاده نخست وزیر به کردستان را ربودند

 

اکتبر 1979 (24 مهرماه 1358) دکتر صادق زیباکلام فرستاده دولت جمهوری اسلامی به کردستان جهت حل مسأله منطقه که در یک جنگ داخلی خونین و پُرتلفات فرو رفته بود پس از 40 ساعت اسارت آزاد شد و پس از مذاکره با چمران به تهران بازگشت. این، نخستین گروگانگیری سیاسی در ایران پس از انقلاب بود که خبرهای لحظه به لحظه آن در صفحات اول روزنامه ها منتشر می شد.
زیباکلام پس از ورود به مهاباد در فرمانداری...

این شهر مستقر شده و از معتمدان محل برای مذاکره دعوت کرده بود. وی قبلا در مصاحبه با مطبوعات گفته بود که رژیم طاغوت (پهلوی ها) 50 سال به کردستان توجه نکرده بود و حزب دمکرات کردستان همان راهی را می رود که امپریالیسم (آمریکا) آن را می خواهد و ... [متن مصاحبه در روزنامه اطلاعات شماره 15977].
روز بعد و پس از آنکه فاضلی فرماندار مهاباد برای شرکت در تشییع جنازه سرگرد غلامحسین بارجانی رئیس شهربانی مقتول مهاباد از ساختمان فرمانداری خارج شد چند نقابدار وابسته به حزب دمکرات کردستان وارد ساختمان شدند و زیباکلام را ربودند. سرگرد بارجانی به دست پیشمرگ های کُرد کشته شده بود.


+ نوشته شده در دوشنبه 08 آبان 1391 ساعت 23:11 توسط tarikere | ارسال نظر(1)

زندان دولتو(دۆڵە تو)به روایت سایت "ویکی پدیا"

زندان دوله تو

زندان دوله تو واقع در روستایی به همین نام و تحت کنترل حزب دموکرات کردستان ایران قرار داشت که حدود چند صد تن از زندانیان نیروهای دولتی اعم از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی ایران، ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران، جهاد سازندگی، پیشمرگان کرد مسلمان در آن نگهداری مشدند. این زندان در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ توسط هواپیماها و هلیکوپترهای عراق بمباران و بسیاری اسرای آن کشته شدند.

موقعیت زندان

زندان موقت در یک اصطبل واقع در روستای دوله تو در شمال غربی سردشت و در نقطه صفر مرزی میان ایران و عراق در کنار روستاهای «آلواتان»، «میرآباد» و «مزرعه» و دارای مرز مشترک با عراق بود که از آن برای نگهداری موقت افراد دستگیر شده از نیروهای نظامی و انتظامی و سازمانهای انقلاب و پیشمرگان کرد مسلمان، استفاده می‌گردید. زندان از یک سو مشرف به کوه و از سویی مجاور رودخانه بود. این زندان تحت کنترل حزب دموکرات کردستان قرار داشت اما به گفته برخی زندانیان به جا مانده از واقعه بمباران، نیروهای سایر احزاب مخالف جمهوری اسلامی که در کردستان حضور نظامی و غیر نظامی داشتند و همچنین برخی نیروهای ارتش شاهنشاهی که مخالف جمهوری اسلامی ایران بودند نیز در میان زندانبانان دیده می‌شدند.زندان دارای ۸ اطاق بود و ۲۱۳ زندانی بود.

وضعیت زندانیان

زندانیان بجا مانده از بمباران، وضعیت زندان را همراه با شکنجه اسرا، بیگاری برای تامین نیازهای خود و زندانبانان، وضعیت بد اسکان (بدلیل اصطبل بودن محل) در سرمای شدید کردستان، وضعیت بد تغذیه و فاقد امکانات بهداشتی و درمانی و سایر استاندارهای زندان و همچنین خارج از نظارت صلیب سرخ یا هلال احمر توصیف می‌کنند.

غذای زندانیان شامل تکه‌ای نان و کاسه‌ای آب و نخود یا آب گوجه و بعضی مواقع هم گندم در شبانه روز توصیف گردیده‌است. زندانیان از دسترسی به پزشک و امکانات درمانی محروم بودند. از زندانیان برای تامین غذا و سایر امور بیگاری گرفته می‌شد.

زندان بانان

به گفته زندانیان ایرج سلطانی (از خلبانان ارتش شاهنشاهی)، عبدالله سرخه (عبدالله امینی) از زندان بانان بودند. به گفته یکی از زندانیان خواهر زاده قاسملو موسوم به سروان امید نیز به زندان رفت و آمد داشته و یکبار پس از شکایت آنان از رفتار رئیس زندان عبدالله سرخه را تعویض کرده‌است.

محاکمه، بازجویی و اعدام زندانیان

زندانیان در مدت اسارات بازجویی و تعدادی اعدام شدند. محاکمه‌ها توسط واحد قضایی حزب دموکرات انجام می‌گرفت. یکی از زندانیان می‌گوید:

حزب دموکرات، ماموستا، قاضی و افراد نظامی داشتند؛ معمولاً در بازجویی‌ها نماینده قضایی که یکی از آن خشن‌ترین و وحشتناک‌ترین مأموران حزب دموکرات می‌آمد که معروف به ماموستا گوران بود. وی خاطرنشان کرد: ماموستا گوران، چندین بار بنده را بازجویی کرد؛ او فردی بود که خونسرد در جایگاه می‌نشست؛ به آرامی صحبت می‌کرد؛ لابه‌لای صحبت‌ها می‌خندید؛ یادداشت‌هایی می‌کرد؛ آرام بلند می‌شد و می‌رفت و بعد از چند روز می‌دیدم تیربار کاشته می‌شد و چند نفر اعدام می‌شدند.

بمباران زندان

به نوشته وبگاه بولتن نیوز به نقل از وبگاه دیار و نادیار (سایت اختصاصی کشته شدگان ترور در کردستان) نیروهای دو سازمان و حزب فعال در کردستان (کومله و دموکرات) ضمن دیدار با مقامات ارتش عراق برای بمباران و قتل عام زندانیان این زندان با مقامات عراقی دیدار کرده بودند. فراخواندن زندانیان به داخل اطاقها (بر خلاف رویه جاری و مرسوم که برای بیگاری و امور دیگر بیرون از اطاق بودند) و کاهش زندانبانان و دور شدن از محل ئپیش از بمباران نیز دلایل دیگری است که زندانیان برای هماهنگی میان حزب دموکرات و عراق در بمباران این زندان می‌دانند. احزاب دموکرات و کومله در کنار سازمان مجاهدین خلق به حمایت از عراق در جنگ با ایران سالها فعالیت کردند.

به نوشته وبگاه دیار و نادیار سه نفر، به نمایندگی از طرف حزب دمکرات و دو نفر از طرف گروهک کومله با افسران حزب بعث عراق مستقر در اداره استخبارات کرکوک ملاقات و برای بمباران زندان هماهنگی کردند.

در روز ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ و پس از آنکه نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران بخش‌های عمده کردستان را از کنترل نیروهای حزب دموکرات خارج کرده بودند و پیشروی به سمت مرز ادامه داشت، نیروی هوایی عراق زندان را بمباران کرد. در نتیجه بیش از ۵۰ تن از زندانیان کشته شدند و تعدادی نیز زخمی شدند. پس از آن نیز هلیکوپترهای ارتش عراق به گلوله باران سایر زندانیان سالم مانده پرداختند. زندانیان می‌گویند که بخش عمده‌ای از زندانبانان پیش از بمباران زندان به کوههای اطراف گریختند و تهداد زندان بانان به ۱۲ تن کاهش یافته بود. یکی از زندانیان واقعه را چنین شرح می‌دهد:

همان روزی که هواپیماهای عراقی برای شناسایی آمده بودند ساعت ۷ صبح بود. دیدم که امیر خلبان[ایرج سلطانی] که چند نفری را هم کشته بود روی پشت بام زندان ایستاده و به آسمان نگاه می‌کند، انگار منتظر بود...... ساعت یازده شده بود، ناگهان سوت زدند و اعلام کردند که سریعا برویم داخل اتاق‌هایمان. در همان حال من دیدم که یک هواپیمای سفید (فکر کنم سوخو ۲۳ یا ۲۵ بود) وارد فضای ایران شده، هواپیما که وارد شد، کلا این قضایا پنج دقیقه هم طول نکشید که بلافاصله صدای غرش آنها بلند شد،... بعد هم آنچنان صدای مهیبی آمد که خیلی عجیب بود. آمد پایین‌تر و یک بمب انداخت آن سوی زندان، بعد هم بمب‌های بعدی‌اش را همان حول و حوش ریخت و رفت. سپس هواپیمای دوم آمد، این هواپیما هم مثل همان اولی چهار بمب خود را ریخت روی طرف دیگر زندان و رفت. جالب اینجا بود که موقع بمباران حتی نگهبان‌ها هم رفته بودند و غیر از یک نگهبان که آن هم بر اثر ترکش، کمرش قطع شده بود هیچ نگهبانی حضور نداشت. یعنی نگهبان‌ها هم در جریان این توطئه و همدستی دموکرات و رژیم بعثی بودند. فقط ما داخل زندان بودیم.

تعداد دیگری از زندانیان نیز در طول اسارت کشته شدند.

پس از بمباران

پس از بمباران اجساد زندانیان به ایران تحویل گردید گفته می‌شود که برخی اجساد نیز در محل دفن شده‌است. سایر زندانیان زنده مانده به زندان دیگری در آلواتان منتقل گردیدند. پس از چندین ماه و ادامه پیشروی نیروهای ایران در مناطق مختلف جنگی و آزادی خرمشهر، حزب دموکرات آخرین زندان خود را در گناب از دست داد و پس از التیماتوم نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، زندانیان در ۳۰ مهر ۱۳۶۲ توسط حزب دموکرات آزاد و در سردشت مورد استقبال قرار گرفتند.

فیلم

در سال ۱۳۶۳ فیلمی بنام «زندان دوله تو» به نویسندگی و کارگردانی رحیم رحیمی پور و با بازی عبدالرضا اکبری، علی امیدوار، امین خرم دل درباره وضعیت و مشقت‌های زندانیان در ایران زندان و بمباران آن ساخته شد.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87_%D8%AA%D9%88



+ نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391 ساعت 20:47 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

نگاهی اجمالی به کنگره اخیر حزب دمکرات کردستان ایران(کنگره 15 حدکا)

همچنانکه اطلاع دارید یکی دو هفته قبل کنگره 15 حدکا کنگره ای که اعضایش کاملاً دستچین شده بود به اتمام رسید و آقای مصطفی هجری برای سومین بار پیاپی به دبیر کلی این حزب انتخاب-با آن ترکیب کنگره شما بخوانید انتصاب!-شدند و صدای خیلی از هواداران و اعضای این حزب بخاطر چنین انتخابات و انتصاباتی درآمد که البته اعضای کمیته مرکزی جدید هم خوب حقشان را کف دستشان گذاشتند تا دیگر کسی جرات نکند در کنگره حدکا و آنهم در اواسط جلسه را ترک کند!!! به هرحال خیلی هم دور از انتظار نبود که چنین رویدادها و اتفاقات عجیب در کنگره و پس از کنگره روی دهد(هرچند هنوزهم تسویه حسابهای زیادی مانده که باند هجری و باند جنوبی های حدکا-مخصوصاً هورامی ها-انجام دهند)و قطعاً از امروز به بعد ما شاهد درگیرها و اختلافات بیش از پیش در داخل حدکا خواهیم بود و حتی برخی از افراد حدکا چنین برداشت میکنند که اگر انشعابی دیگر روی ندهد لااقل افراد زیادی به شاخه انشعابی-حزب دمکرات کردستان(حدک)می پیوندند.واقعیت این است که بنا به گفته یکی از افراد حاضر در کنگره،آقای هجری با دبیر کلی خودش دراین دوره به معنای واقعی کلمه کودتای باندی کرده و به قدرت مجدد رسیده اما این قدرت وی مانند دو دوره قبل نخواهد بود چرا که ترکیب افرادی که از دبیرکلی مجدد وی حمایت کرده اند تا حدودی عوض شده و حتی به ایشان گوشزد کرده اند که چنانچه مطابق میل آنها رفتار نشود و دفتر سیاسی باب میل آنها معرفی نگردد براحتی از دبیرکلی ساقطش خواهند کرد و فردی دیگر-شاید حسن شرفی- را به جای وی منصوب نمایند.بعید هم به نظر نمیرسد که چنین شایعاتی صحیح باشد چرا که ترکیب دفتر سیاسی گویای واقعیتی است بنام قدرت مافیایی یک باند که هرکس مخالفتی با رویه و رفتار آنها در حزب داشته باشد نتیجه اش اخاج،توبیخ و ساقط شدن خواهد بود.نکته جالبتراین است که بااین رفتار،سایر اعضا و کادرها وپیشمرگه ها بایستی توجه کامل داشته باشند سخن گفتن از اتحاد با حدک جرمی است نابخشودنی و محرومیت کامل از هرپست و مقام وحتی اخراج و مثال گویای این مورد هم بی بهره ماندن بهرامی ها از پستهای سابقشان است...



+ نوشته شده در دوشنبه 01 آبان 1391 ساعت 22:53 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

بیانیه شمار زیادی از فعالان کُرد در حمایت از تمامیت ارضی ایران و اتحاد ملی ایرانیان

 شمار زیادی از فعالان سیاسی فرهنگی،حقوق بشری و مدنی و روزنامه نگاران کُرد با انتشار بیانیه ای ضمن تأکید بر پیوندهای تاریخی،فرهنگی و اجتماعی دیرین مردم کُرد با دیگر ایرانیان ،هر گونه تلاش برای ایجاد اختلاف میان ایرانیان و رودر قرار دادن اقوام ایرانی را محکوم کرده اند.در میان امضا کنندگان بیانیه نام بسیاری از روشنفکران، نویسندگان  و فعالان کُرد از طیف های مختلف فرهنگی و سیاسی به چشم می خورد. امضای افرادی چون احسان هوشمند،ایرج قبادی،علی لیمویی،بابک معبدی ، خسروخان سلیمی،ابراهیم عبدالله زاده،حسن گل محمدی ،روح اله باقر آبادی،علی پرندین،علی غفاری،فرهاد نصیریان،لطیف عباس پناه،علی دانشور،نجات بهرامی،اشکان مسیبیان،حاج ابراهیم فتاحی،سامان منبری،سامان عابری،سلمان زندی،شهاب تجری،فرزاد پور مرادی،جمال پاکزاد،عبدالمجید طبیبی ،اصغر آقا میرزایی و محمد رضا عظیمی در پای بیانیه ثبت شده است.

 

بیانیه تعدادی از فعالان کُرد حوزه شمال غرب و غرب کشور

همه عالم تن است و ایران دل

هموطنان گرامی، ملّت بزرگ ایران

بدنبال اعمال تهدیدها و فشارهای بین المللی در خصوص اوضاع سیاسی، اجتماعی  وفرهنگی ایران و برخی سوءتدبیرهای داخلی در پاسداشت حقوق اساسی مردم ایران؛ طی روزهای اخیر و به دنبال انتشار پیمان نامه اتحاد میان دو شعبه از شعب متعدد سازمان های مسلح و نظامی دموکرات و کومله و نیز انتشار اطلاعیه ای به نام تعدادی از فعالان و نویسندگان کُرد در خصوص نفی تمامیت ارضی کشور ایران، جمعی از فعالان و شهروندان ایرانی کُرد، نکاتی برای تنویر افکار عمومی و تاکید بر پیوندهای عمیق و دیرین فرهنگی، اجتماعی و تاریخی میان همه شهروندان ایرانی و نفی هرگونه حرکت جدایی خواهانه و ضدایرانی، معروض میدارند.

ایرانیان عزیز

مردم کُرد، همچون دیگر هموطنان سهم بسیار برجسته و با اهمیتی در شکل گیری و شکوفایی تمدن ایران زمین ایفا کرده اند. پیشینه ی تاریخی روشن این دیار را میتوان از سنگ نوشته های حک شده بر سینه کوه های زاگرس تا صدای یکی از اسطوره های هُنر آواز ایران، استاد شهرام ناظری دید؛ آفرینش و انتشار آثار بی شمار هُنری،فکری،علمی و ادبی به زبان ملّی فارسی و با درونمایه ها و تعلقات تماما” میهن دوستانه و ایرانی ستایانه از سوی هنرمندان و شاعران و نویسندگان کُرد، گواه دیگری بر ایران دوستی این مردمان پاک نهاد است؛ کُردها در پاسداری از مرز و خانمان این دیار نقش برجسته و گسترده داشته اند ، ازایستادگی در جنگ چالدران و فتح هرات تا پاسداری و حفظ فرهنگ ایران با بزرگانی چون شیخ شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق احیاء کننده اسطوره¬های ایرانی در قالب حکمت اشراق، عبدالحمید بدیع الزمانی کردستانی استاد برجسته دانشگاه تهران و علی اصغر کردستانی ،این لیست را می توان با نام برجستگان دیگری آزین بست ؛ حسن کامکار موجب اعتلای موسیقی ایران و منطقه گردید، محمد قاضی و ابراهیم یونسی از پایه های اصلی ترجمه و ادبیات ایران شدند. بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان کُرد بر ریشه ایرانی و حفظ فرهنگ و بوم خود تکیه داشته اند، یا والی نشین اردلان که نسب خود را به ساسانیان می رساند. کمااینکه عزیز خان مکری، امیرنظام گروسی و یارمحمد خان کرمانشاهی  و صدها و هزاران کُرد دیگراز جمله نخبگان کُردزبانی هستند که با جان و هستی خود برای آزادی و اعتلای ایران و ایرانی از دوران قاجار و مشروطیت  تاکنون کوشیدند؛ در این لیست بی پایان می توان برجستگان اهل این دیار دیگری را مثال زد ، بنیانگذار نیروی دریایی نوین ایران، دریاسالار شهید غلام علی بایندر و برادر رشیدش ناوسروان شهید یداالله بایندر از آن جمله است که در دوران هجوم متفقین به ایران، در جنوب و شمال کشور، جان خود را فدای استقلال ایران کردند. علی خان حبیبی در سقز  و منطقه تیلکوه برابر دفع شررات محمد رشیدخان جان خود را فدا کرد. دکتر کریم سنجابی و زنگنه یاران وفادار شادروان دکتر مصدق در جریان فعالیتهای ملّی بودند . به استاد شهید کامران نجات اللهی هم بایداشاره کرد که، در کوران مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران در انقلاب ۱۳۵۷ هستی خود را پیش کش آزادی کهن دیارمان، ایران کرد. هزاران شهید دوران جنگ عراق با ایران هم، میثاق خونین و مکرر مردمان این دیار، در دفاع از تمامیت ارضی این مرز و بوم و سرزمین مادری¬مان، ایران است. هنوز زخم های بمباران شیمیایی  بر تن و جسم مردم کُرد در سردشت و زرده و مریوان  و حلبچه عراق جراحت وارد می کند در حالیکه در همان زمان بمباران شیمیایی منطقه ی کُرد نشین، احزابی با صدام داد و ستد داشتند و به تکذیب بمباران شیمیایی می پرداختند.

هموطنان آزاده

در دوره هایی از تاریخ معاصر و البته با دخالت دولت های منطقه ای و فرا منطقه ای، سلسله حوادثی در برخی از مناطق کشور از جمله در بخشی از مناطق کُردنشین روی داد که نتیجه آن تحمیل هزینه های بسیار سنگین توسعه ای ،سیاسی ،مالی و جانی بر مردم منطقه و سایر هموطنان بود. تلفات چندین هزار نفری ناشی از درگیری های نظامی گروه های کُرد و غیر کُرد مستقر در حوزه مناطق کُردنشین در دهه اول انقلاب و بقای آثار دیرپای آن حتی تا امروز و عقب ماندگی چشمگیر از قافله آبادانی و سازندگی کشور برای سال های متمادی نمونه ای از این خسارات سنگین است که چندین نسل باید تاوان آن نابخردی ها را پس بدهند؛ آیا گروه هایی با نام های رنگارنگی چون دموکرات، کومله و … که با حضور و فعالیت مسلحانه و نظامی  خود در منطقه  جز ترویج خشونت و نفرت و خونریزی ثمره دیگری برای حرکت دمکراسی خواهانه وحق طلبی مردم ایران نداشته اند وسهم غیرقابل انکاری در ایجاد خسارات بزرگ انسانی، اجتماعی، فرهنگی و توسعه‌ای داشته‌اند، میتوانند مدعی دفاع از حقوق بشر و برآورده کردن منافع همه ایرانیان و بویژه اهالی  حوزه های کُرد نشین غرب ایران با تمام تنوع و کثرت فرهنگی،مذهبی و زبانی آن باشند؟ هر کسی با تاریخ ایران و کُردانش آشنا باشد بخوبی به این نکته واقف است که تاریخ کُرد و ایران از هم جدا نیست و عناصر فرهنگ کُردی مانند جشن بزرگ نوروز جزیی از مجموعه فرهنگ ایرانی است، مگر بی اطلاعان یا دشمنان آزادی و آسایش  مردم منطقه و ایران زمین.

ما امضاء کنندگان این بیانیه، ضمن اعتقاد و التزام به دموکراسی، اصول حقوق بشر و توسعه پایدار در همه نقاط ایران، انزجار خود را از اصوات گاه و به گاه و تحرکات تجزیه طلبانه گروه اندکی که منافع باندی، سیاسی و طایفه ای خود را به منافع ملی همه ایرانیان ترجیح میدهند، ابراز میداریم و بر این اعتقادیم که حقوق پایمال شده همه ایرانیان و از جمله مسائل و مشکلات حوزه های کُرد نشین غرب ایران، با اتخاذ روش های دموکراتیک، مدنی، به دور از خشونت و با رعایت حقوق بشر و تمسک به قانون چه از سوی مردم و گروه‌های سیاسی و چه از سوی نهادهای حکومتی در چارچوب حفظ استقلال،همبستگی ملّی ، یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور، دست یافتنی خواهد بود و هرگونه تلاش در راستای ایجاد ناامنی،بی اعتمادی ،خشونت و بی ثباتی در ایران و درمنطقه را محکوم می کنیم. سده های پیش  شاعر کُردتبار، نظامی گنجوی  چه زیبا سرود:

همه عالم تن است و ایران دل           نیست گوینده زین قیاس خجل

چونکه ایران دل زمین باشد               دل ز تن به بود یقین باشد

میانگیز فتنه میافروز کین                   خرابی میاور در ایران زمین

با سپاس از تمامی هم میهنان گرامی

برای مشاهده اسامی به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنج‌شنبه 27 مهر 1391 ساعت 23:21 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

کُردهای عراقی در جنگ ایران و عراق

جنگ 8 ساله ایران و عراق در طول دهه 1980 پس از جنگ ویتنام عنوان طولانی ترین نبرد نظامی قرن بیستم را با خود یدک می کشد. جنگ خونبار و پرهزینه ای که با حمله نیروهای ارتش تحت امر صدام حسین به ایران تحمیل و برای مدت هشت سال ادامه پیدا کرد. جنگ مذکور علاوه بر هزینه ها، خرابی ها و تاثیرات منفی دیگری که بر دو کشور نهاد پیامدها و نتایج مختلفی را نیز در منطقه خلیج فارس و حتی بر برخی معادلات نظام بین الملل بدنبال داشت. یکی از تاثیرات جنگ مذکور، احیای جنبش ملی گرای کُردهای عراقی بود. جنبش مذکور که پیش از وقوع انقلاب اسلامی در دوران افول و حضیض شدید خود به سر می برد؛ با وقوع درگیری بین دو کشور همسایه توانست با قرار گرفتن در کنار ایران در سایه حمایت های جمهوری اسلامی یکبار دیگر خود را تقویت و احیا کند.

وضعیت کُردهای عراقی در پیش از جنگ ایران و عراق

کُردهای عراقی که از همان بدو تاسیس کشور عراق در دهه 1920 ساز مخالفت خود را با این تقسیم بندی متاثر از منابع بریتانیا و فرانسه با انجام شورش های مسلحانه متعدد نواخته بودند در طول قرن گذشته دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته بودند. از دهه 1960 که ملامصطفی بارزانی به رهبر بلامنازع جنبش کُردهای عراقی تبدیل شد این جنبش در برابر دولت مرکزی عراق دست به انجام پنج جنگ عمده زد. جنگ هایی که اولین آنها از 1961 آغاز شد و آخرین آنها تا 1975 ادامه پیدا کرد. در این بین روابط تنش آلود ایران پادشاهی و دولت عراق با قدرت گیری بعثی ها در دهه 1960 تنش بیشتری به خود دید به نحوی که ایران سعی کرد با کمک کُردهای عراقی فشار بیشتری بر دولت مرکزی عراق وارد سازد. در همین راستا در اواخر دهه 1960 ایرانی ها اقدام به نزدیکی بیش از پیش با کُردهای عراقی کردند و در سایه چراغ سبز ایالات متحده آمریکا کمک ها و پشتیبانی های قابل توجه مالی، نظامی، سازمانی و ... خود را سرازیر کوهستان های شمال عراق و جنبش ملامصطفی کردند.

تقویت جایگاه کُردها در عراق و گسترده تر شدن جنبش آنها در کنار حمایت های تاثیر گذار ایران از آنها باعث شد تا دولت بعثی با ارسال پیام هایی به طرف ایرانی از آمادگی خود برای حل مشکلات مرزی و ... خبر دهد. در فاصله کوتاهی «هواری بومدین» رئیس جمهوری الجزایر در حاشیه کنفرانس سران کشورهای عضو اوپک زمینه ساز ملاقات محمدرضا شاه پهلوی با صدام حسین معاون وقت رئیس جمهوری عراق شد. این ملاقات نیز در زمان کوتاه تری به توافق و امضای معاهده 1975 الجزایر منجر شد.

معاهده الجزایر دارای دو بخش اصلی و فرعی بود که بخش اصلی آن برای ایران پر اهمیت بود و بخش فرعی اش اهمیتی حیاتی برای عراقی ها داشت. بر اساس بخش اصلی معاهده عراقی ها پذیرفتند تا نظر ایران (بر اساس حقوق بین الملل و رویه های حقوقی بین المللی حاکم بر رودخانه های مرزی) در خصوص مبنا قرار دادن خط تالوگ در رودخانه اروند رود (شط العرب) به عنوان مرز آبی دو کشور حاکم شود و در عوض در بخش فرعی آن دو طرف (بویژه طرف ایرانی) متعهد شدند که با رعایت حُسن همجواری مانع از فعالیت های گروههای اخلال گر بر ضد دولت های مرکز یکدیگر شوند.

کُردها کارتی در دستان شاه ایران

بدین ترتیب شاه ایران توانست با استفاده از کارت کُردها عراقی ها را وادار کند تا یکی از مهمترین چالش های اساسی مرزی خود با همسایه شرقی را طبق نظر ایران پایان دهند. امری که در رسانه های منطقه ای و بین المللی در آن زمان یک پیروزی تاریخی برای ایران و شکستی برای عراق محسوب می شد. اما شاه برای کسب این پیروزی ناچار بود از حمایت از کُردها که تا پیش از معاهده الجزایر آنها را «برادران آریایی» خود می خواند، دست کشیده و به آنها پشت کند و در عمل هم این کار را کرد. بدین ترتیب جنبش کردهای عراقی که در اوایل دهه 1970 به شدت به کمک های مختلف ایرانی ها وابسته شده بودند خود را کاملاً تنها و بدون حامی یافتند و رهبران حزب دموکرات چاره را تنها در اعلام ختم مخاصمه و پذیرش شرایط سخت دولت عراق دیدند!

گذاردن اسلحه روی زمین، تسلیم شدن صدها پیشمرگ به ارتش عراق، تبعید دهها هزار نفری گروههای دیگر از پیشمرگان به خارج از کشور، بسته شدن مرز ایران و عراق، ایجاد خفقان شدن امنیتی –پلیسی در کردستان عراق، انشقاق در صف رهبران کُرد، از دست رفتن موقعیت رهبری کاریزماتیک ملامصطفی بارزانی، تشدید سیاست های ترعیب، ترحیل و زمین سوخته در کردستان و فروکش همه جانبه جنبش ملی گرای کُردهای عراقی از جمله پیامدهای معاهده الجزایر بود که نصیب کُردهای عراقی شد.

انقلاب اسلامی و ناآرامی های کردستان ایران

اما همچنان که ارتباط مستقیمی میان افول جنبش کردهای عراقی با سیاست خارجی شاه وجود داشت می توان ارتباط مستقیم دیگری نیز در رابطه با احیای جنبش مذکور بر اثر تحولات داخلی و سپس منطقه ای مرتبط با ایران در فردای پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیدا نمود.

طی سالهای 1975 تا 1979 شاه بصورت سختگیرانه ای مفاد معاهده الجزایر در خصوص کردها را اجرا و عملی کرد وی گروههای آواره کُرد را در گروههای چند ده و چند صد نفری در مناطق عمدتاً غیر کُردنشین ایران اسکان داد و ساواک و دیگر نیروهای امنیتی به شدت مانع از هر گونه فعالیت و تحرک پیشمرگان و کادر رهبری سیاسی حزب در ایران می شدند. اما وقوع انقلاب اسلامی و در فاصله بسیار کوتاهی وقوع ناآرامی ها در کردستان ایران تبدیل به بهانه ای شد تا اعضای قیاده موقت (کادر رهبری جانشین ملامصطفی بارزانی) از شورای انقلاب بخواهند تا با مسلح شدن و سازماندهی مجدد آنها جهت آرام کردن شمال غرب و غرب ایران موافقت کند. این مساله تا حدی باعث شد تا کُردهای عراقی از پراکندگی و وضعیت بی تحرکی خارج شوند و یکبار دیگر خود را در مجاورت مرزهای ایران و عراق ببینند.

کُردها و جنگ ایران و عراق

هرچند صدام و کادر رهبری حزب بعث از سرنگونی حکومت شاه خرسند بوده و پیام های تبریکی را هم به رهبران انقلاب اسلامی ارسال کردند اما این روابط به مثابه یک بهار بسیار زودگذر در روابط ایران و عراق بود. جاه طلبی های منطقه ای صدام، تنگناهای ژئوپلتیک عراق، رقابت منطقه ایش با ایران، تاکید انقلابیون ایرانی بر صدور انقلاب در دیگر کشورهای اسلامی از جمله عراق و وضعیت آشفته سیاسی –امنیتی ایران در بدو انقلاب باعث شد تا رهبر عراق با الگوگیری از سبک حمله اسرائیلی ها (در جنگ شش روزه 1967) فرمان حمله همه جانبه ای علیه ایران را صادر کند. حمله ای که صدام از آن با نام قادسیه ثانی یاد می کرد اما این جنگ برای رهبر عراق به مانند قادسیه بود و نه به مانند جنگ شش روزه با یک پیروزی سریع و آسان همراه بود.

کردستان؛ جبهه شمالی جنگ ایران و عراق

در طول جنگ ایران و عراق تمامی مرزهای دو طرف درگیر بود و سه جبهه اصلی بنامهای جبهه های جنوبی، میانی و شمالی شکل گرفت. جبهه جنوبی هم خوزستان ایران را از بصره عراق جدا می ساخت در طول کل دوره جنگ، میدان اصلی نبرد محسوب می شد. اما در اواسط جنگ با توجه به تعادلی که در این جبهه ایجاد شد و عدم توان یکی از آنها برای چیرگی بر دیگری، فرماندهان ارشد ایران گشایش و تقویت جبهه شمالی را بنا به دلایل مختلفی همچون تمرکز زدایی از عراقی ها در جبهه جنوب و آسیب پذیر بودن آنها در شمال در پیش گرفتند.

از ابتدای جنگ ایران و عراق، حزب دموکرات کردستان عراق تحت رهبری قیاده موقت (ادریس و مسعود بارزانی و تنی چند از رهبران دیگر حزب) از سوی ایران مسلح شدند و به شیوه های مختلفی از جمله نبردهای پارتیزانی، شناسایی مناطق استراتژیک در شمال عراق و ... با نیروهای نظامی ایران همکاری می کردند. اما از اواسط جنگ و اهمیت یافتن جبهه شمالی برای ایران شاهد آن هستیم که دیگر حزب عمده کُرد یعنی اتحادیه میهنی کردستان عراق که رابطه دوستانه ای با حزب دموکرات نداشت پس از ناامید شدن از وعده های صدام به ایران نزدیک می شود. دولت سوریه که آن زمان حافظ اسد رئیس جمهورش بود به واسطه بهبود رابطه ایران و اتحادیه میهنی تبدیل شد.

تاسیس قرارگاه رمضان

در حدفاصل سالهای 1984 تا 1985 ایران برای سازماندهی هرچه بهتر جبهه شمال و بهره وری از توانمندی های احزاب کُرد در شهر کرمانشاه «قرارگاه رمضان» را تاسیس نمود. این قرارگاه به ستاد فرماندهی جبهه شمال تبدیل شد و رابط اصلی کُردهای عراقی با ایران شد. مهمترین اهداف قرارگاه مذکور انجام برنامه ریزی برای رخنه در مناطق مهم شمال عراق در استانهای سلیمانیه، اربیل، دهوک، دیالی، کرکوک و موصل با همکاری و همراهی کُردهای عراقی بود.

در این برهه عمده عملیاتهایی که در استانهای موصل، دهوک و اربیل انجام شد حزب دموکرات کردستان عراق گروه مشارکت کننده با رزمندگان ایران بود. اما در عملیات های مربوط به استان های سلیمانیه، دیالی و کرکوک این حزب اتحادیه میهنی بود که مشارکت فعال تری ایفا می کرد. چرا که مناطق مذکور از دیر باز خاستگاههای اصلی هریک از دو حزب مذکور و منطقه نفوذ اختصاصی شان محسوب می شد.

اهمیت شهرهایی همچون سلیمانیه و کرکوک و نزدیک تر بودن آنها به عمق استراتژیک و ضربه پذیر عراق باعث شد تا کم کم در اواخر جنگ پیوندها و ارتباطات ایران با اتحادیه میهنی بیش از پیش شود. جدای از این عامل ژئوپلتیکی، می بایست به دیپلماسی فعالانه تر این حزب تحت رهبری جلال طالبانی نیز اشاره کرد.

احیای دوباره جنبش کُردهای عراقی

هرچند در اواخر جنگ ایران و عراق، دولت عراق اقدام به انجام سلسله عملیات هایی تحت عنوان انفال (حدفاصل سال های 1987- 1989) کرد و در یکی از آنها با فرماندهی علی حسن المجید (علی شیمیایی) اقدام به بمباران شیمیایی حلبچه کرد و مجموعاً بیش از 182 هزار کُرد (طبق آمار رسمی حکومت اقلیم کردستان عراق) را در این عملیات ها کشد؛ اما باید گفت جنبش به شدت ضعیف و افول یافته کُردهای عراقی طی این جنگ یکبار دیگر فرصت یافت تا خود را بازسازی کرده و علیه دولت مرکزی عراق یکبار دیگر قد علم کند.

خروج از تبعید و بازگشت به کردستان عراق، انجام دهها عملیات پارتیزانی مستقل، همراهی با نیروهای ایرانی در عملیات های مختلف و مهم، از بین بردن بسیاری از استحکامات و مراکز نظامی و امنیتی عراق در کردستان عراق، یافتن حامیان قابل توجه منطقه ای از جمله ایران، سوریه و تا حدودی لیبی، بین المللی شدن مساله کُردهای عراق، تاسیس احزاب جدید (از جمله حزب های اسلامگرای کُرد)، به چالش کشیده شدن مجدد قدرت، نفوذ و حضور دولت مرکزی عراق در استان های کردنشین و ... از جمله مسائل، عوامل و فاکتورهای ثابت کننده احیای مجدد این جنبش در عراق است.

در حقیقت می توان سازماندهی مجدد نیروها و احزاب کُرد و تضعیف اساسی ارتش عراق طی جنگ فرسایشی اش با ایران از جمله عوامل زمینه ساز قدرت گیری کُردها در عراق طی دهه های 1990 و 2000 (تا به امروز) بوده است. لذا می بایست وقوع جنگ ایران و عراق برای کُردهای عراق را یک فرصت تاریخی برای آنان به شمار آورد که توانستند در خلال آن توانستند در یک مقطع بسیار مهم تاریخی یکبار دیگر جنبش خود در عراق را زنده کرده و به حرکت وادارند.

*لازم به ذکر است به زودی کتابی در همین زمینه از نویسنده مقاله با همکاری مرکز اسناد دفاع مقدس منتشر و به دست علاقمندان خواهد رسید.

این مطلب را بدون هیچگونه دخل و تصرفی از وبلاگ آقای اردشیر پشنگ گرفته و منتشر نمودیم:

http://ardeshir58.persianblog.ir/post/468/



+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر 1391 ساعت 21:06 توسط tarikere | ارسال نظر(0)

منوی اصلی

دسته بندی خبر ها

درباره ی ما


ده نگێکی جیاواز له ناو حیزبی دێموکرات صدایی متفاوت از درون حزب دمکرات

آرشیو

نویسندگان

پیوند های وبلاگ

امکانات

صفحه قبل1...1213141516...23صفحه بعد

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ 4390 محفوظ می باشد.
قالب وبلاگ - بازی آنلاین - طراحی سایت

بازی آنلاین

بازی آنلاین

عکس

طراحی سایت

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

موسیقی بی کلام

دانلود اندروید

گرافیک - ابزار طراحی

برترین مطالب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران