به نقل از سایت دیارونادیار
مصطفی هجری در اوج نفرت
به نقل از سایت خبری حدک:
"مصاحبهی اخیر شخص اول حدکا با تلویزیون «تیشک» ، تلاشی ناموفق بود برای کمرنگ نمودن آثار نامطلوب سناریو «الحاق» و برملا شدن محتوای صحنهسازی اخیرشان بر ضد حزب دمکرات کردستان.
این مصاحبه که بظاهر برای بحث در خصوص مسائل سیاسی روز ترتیب داده شده بود ، اما در واقع یک هدف را دنبال می کرد آن هم کاستن از فشار مردم و بدنهی حزبشان بر رهبری «حدکا» به دنبال برملا شدن واقعیت پشت پردهی سناریو سازی ناموفق انها بود. ولی این بارهم چون از تحریف حقایق مدد جسته بودند بازهم اهدافشان محقق نشد و آثار زیانبار آن تنها متوجه خودشان گردید.
به مصداق این مثل معروف که میگوید آش آنقدر شور بود که آشپز هم صدایش درآمد! دبیر کل حدکا وقتی مطمئن شد حاصل چند ماه برنامه ریزی پنهانی و هیاهوی مرتبط با سناریویشان علیه حزب دمکرات کردستان ، به جای منفعت، ضرر زیادی را متوجه شان ساخته، ناچار شد رأسا در تلویزیون حاضر شود و به توجیه ان بپردازد، غافل از اینکه این کار هیچ گونه کمکی به او نمیکند، در این مجال اشارهی کوتاه به آن خواهیم داشت هرچند بحث در این باره در این مجال نمیگنجد و آنچه گفته میشود تنها مشتی از خروار است.
آقای هجری در این مصاحبه، این موضوع را که تئوری «الحاق» سناریویی بوده که آنها علیه حزب دمکرات کردستان به راه انداخته اند را رد نمود و خود و حزبش را از انجام آن مبری دانست! غافل از اینکه خود ایشان در مراسمی که به این منظور ترتیب داده بودند ابراز داشت «احتمالا شما خبر نداشته باشید که تعداد زیادی از روشنفکران متعهد در کردستان و اینجا در انجام این پروسه تلاش نمودهاند». سؤال اینجاست که اگر شما در این جریان دخیل نبوده اید چگونه از تلاش و زحمت این روشنفکران در به انجام رسانیدن این پروژه مطلعید؟ و چگونه است که آنها را برای شرکت در این مراسم وحضور در تلویزیون «تیشک» از دور و نزدیک فرا خوانده اید؟
یکی دیگر از مواردی که می بایست دبیر کل حدکا در این مصاحبه به توجیه آن میپرداخت این مسئله بود که آنها برای ناکام گذاردن تلاشهایی که برای بهم نزدیک شدن این دو حزب در آستانهی کنگرهی آنها صورت گرفته بود دست به این کار زده اند در غیر اینصورت چه لزومی داشت که برای الحاق یک کادر تعلیقی حزب دمکرات کردستان به آنها، دفتر سیاسی بیانیهی رسمی صادر کند ومراسم جشن وسرور برگزار شود . در این مورد هم آقای هجری موضع غیرقابل تغییر شش سال اخیر خودشان را به ناگاه از یاد میبرد و دلیلی جالب برای جذب این «گروه» (ممانعت از تشکیل یک حزب مستقل) میتراشد! اما چه کسی میتواند این سخن را جدی بگیرد؟ اگر آنها براستی نگران از تشکیل یک حزب مستقل بودند چرا همواره در طول شش سال گذشته از حزب دمکرات کردستان خواستهاند نام خود را تغییر دهد و با یک نام دیگر و به صورت «یک حزب مستقل» درآیند؟!
آقای هجری همچنین میبایست پاسخی به سؤال مردم مبنی بر تعداد و وزن کسانی که به آنها ملحق شده اند میداد.
در شرایطی که همراهانشان از طریق تشکیلاتی وبه صورت غیر رسمی مژدهی الحاق 120 تا 150 نفر را به هوادارانشان داده بودند آقای هجری در این مصاحبه سخاوتمندانه به 70تا80 نفر قناعت میکند! اما برای اثبات این ادعا چیزی جز قطعه فیلمی که در آن گویا 7-8 نفر از اعضای حزب دمکرات به آنها ملحق شده اند چیزی در چنته ندارد! آیا بهتر نیست که آقای هجری لیست آن 70-80 نفری را که از حزب دمکرات کردستان به آنها ملحق شده اند را همراه با جایگاه تشکیلاتی و مسئولیتشان منتشر نمایند و یک بار برای همیشه خود را از چنگال این پرسشها برهانند؟!
از اینها جالب توجه تر ، این مسئله است که دبیر کل حدکا میگوید در این مدت(از آغاز این سناریو تا بحال) ما سخنی بر ضد آنها(حزب دمکرات کردستان) بر زبان نراندهایم، اگر هم سخنی علیه آنها گفته شده از زبان دوستان ناراضی خودشان جاری شده است ! تعبیر این سخن آقای هجری این است که تنها هزینهی ای که حدکا در این راه انجام داده است در اختیار قرار دادن تریبون تلویزیون «تیشک» بوده و بقیهی وظایف(سخن گفتن علیه حزب دمکرات کردستان) به عهدهی خود ناراضیان حزب دمکرات کردستان و آن جمع به اصطلاح روشنفکری گذارده که بر حسب اتفاق وارد این پروسه شده بودند !
دبیر کل حدکا دوباره از یاد برده بودند که مراسمشان را « مراسم جشن الحاق و اتحاد صفوف حزب» نام نهاده بودند و تحت عنوان «متحد ساختن صفوف حزب» منتی هم بر سر مردم کردستان گذارده بودند. در حال حاضر که مردم فهمیده اند این هیاهو غیر از تحریف واقعیت و مخدوش ساختن پروسهی اتحاد دو دمکرات چیزی در بر نداشته ، به جای پذیرش شجاعانهی شکست این سناریو و درس گرفتن از آن مردم را به « تداوم سیاستی که تا بحال در پیش گرفته اند» دلخوش میکند، سیاستی که آن را به اتحاد صفوف دمکرات تعبیر میکند اما در واقع میتوان هر نامی غیر ازاین را بر آن نهاد .براستی که مردم را نادان فرض کردن هم حد و مرزی دارد!
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟!
دیار و نادیار اضافه می کند مدیر اصلی این پروژه شخص کاوه بهرامی با همراهی نظیف قادری بوده اند! همین افرادی که با بالا گرفتن تب بحث رفراندوم در حزب تهدید به برخورد و برهم زدن نظم کنونی حزب نموده اند. هجری فقط پوسته کار و مترسک آنها و چهره ای برای موجه جلوه دادن اقداماتشان است!
نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در 13 / 5 / 1391برچسب:,
ساعت توسط دابراو
| 3 نظر
|